چطور نوجوانان را از سیل اطلاعات در فضای مجازی نجات دهیم

به گزارش وبلاگ نویسی شمیم بلاگ به نقل از خبرنگار محیط زیست خبرگزاری فارس، در دنیای امروز خانواده ها با تحولات متعددی روبرو شده و این دگرگونی‌ها تحت تاثیر عوامل متعددی به وقوع پیوسته است؛ در این میان برخی کارشناسان، رسانه‌ها را از جمله‌ موثرترین این عوامل می دانند. 
شبکه های اجتماعی به دلیل قالب بودن فضای گپ و گفت از سویی و ریشه دار بودن فرهنگ گفتمانی در کشورمان از سوی دیگر، توانسته اند مورد توجه قرار گیرند و استفاده از آنها روبه افزایش است و این شبکه ها در کنار فواید زیادی که  دارند آسیبهای فراوانی نیز دارند که نوجوانان و جوانان را درگیر خود ساخته و به طور کلی بر خانواده ها و جامعه تاثیرگذار است.   
سوالی که مطرح این است که  آیا شبکه های اجتماعی خود آسیب اجتماعی برای تربیت فرزندان است یا این شبکه ها ابزاری برای تسریع آسیب اجتماعی در فرزندان به شمار می آید.  
برای پاسخ به این سوال با دو نوع نظریه ارتباطی باید آشنا شویم؛ اولین نظریه، نظریه تزریقی یا گلوله جادویی که نشان دهنده اثرات مستقیمی است که رسانه‌ها بر روی مخاطبان می‌گذراند و در آن پیام رسانه ها به مخاطب تزریق می‌شود و مخاطبان کاملاً منفعل هستند و نمی‌توانند از تأثیر رسانه‌ها فرار کنند.  در مقابل این نظریه، نظریه استحکام یا جریان دومرحله ای مطرح است در این نظریه که توسط پل لازارسفلد و برلسون در دهه 40 ارایه شد پیام رسانه ها قدرت ندارد و مخاطب به انتخاب خودش پیام را انتخاب می کند.پس مخاطب پویاست و رسانه ها قادر نیستند تغییرات بنیادی در افراد ایجاد کنند، بلکه آنها عقاید و گرایشات موجود را استحکام می بخشند . 
حال با توجه به اینکه در جامعه کنونی مخاطب رسانه خود دارای عقل، شعور و قدرت تعقل اند بنابراین به نظر می رسد پیام رسانه به صورت یک سویه مخابره نمی شود بلکه طبق نظریه استحکام یا جریان دومرحله ای این پیام بازخوردی دارد و پیام دوسویه است و مخاطبان قدرت انتخاب دارند آنها هستند که از بین تمام مطالب، اخبار، محتواهای مختلف در رسانه ها را گزینش کرده و انتخاب می کنند که در کدام فضا به فعالیت بپردازند در نتیجه پشت خاکریز رسانه، مدیریت انتخاب افراد قرار دارد مدیریتی که در سایه باور، یقین، اعتقادات و فرهنگ هر فرد شکل خواهد گرفت. 
 نکته حائز اهمیت در این میان توجه به این نکته است که این مدیریت در مرحله اول در فضای واقعی شکل خواهد گرفت یعنی خانواده، فضای آموزشی و اجتماع که سه رکن شکل دهنده مدیریت انتخاب در افراد هستند و اگر در هر یک از این ارکان کوتاهی رخ دهد مدیریت انتخاب افراد متناسب با هنجارهای اجتماعی و خانوادگی رشد نمی کند و در نهایت  مرجع های مجازی مدیریت انتخاب او را شکل می دهند مخصوصا در سنین نوجوانی در این سنین باور، عقیده و مسیر زندگی برای فرد معنا پیدا خواهد کرد و متاسفانه امروز در جامعه شاهد ساختن این مدیریت انتخاب توسط فضای مجازی برای این گروه هستیم البته نباید فراموش کرد که فضای مجازی فضای مثبت و منفی بی نهایت خوب و بد است و یک سویه به دید انتقاد نمی شود به این فضا نگریست اما باید در نظر گرفت که با تغییر مرجع های ملی توسط مرورگرهای وب در شبکه های اجتماعی و ساختن زندگی مجازی نوجوانان در نوعی بی هویتی در فضای واقعی قرار خواهند گرفت.    
به طور نمونه طبق آمار فراوانی اعضای شبکه اجتماعی اینستاگرام افراد با سنین بین ۱۴ تا ۲۴ بسیار بیشتر از سنین دیگر هستند. یعنی سنی که در آن تحوّل کیفی در تفکر پیدا می شود. تغییر رفتار و گفت وگوها، استدلال ها و اظهارنظرها و دیدگاه های انتقادی نوجوانان در این سن رشد می یابد.  
در این سن رشد اخلاقی ، رشد ارزش ها و انجام رفتارهای نیک و پرهیز از اعمال ناپسند شکل خواهد گرفت و فضای اینستاگرام فضای مساعد برای داشتن هویت خصوصی مجازی، گفتمان با افراد هم فکر، تایید، تشویق و … است. در این فضا نوجوان و جوان با ساخت فضای خصوصی که در آن قدرت انتخاب آزادانه، گفتمان بی حد و حدود و اشتراک گذاری مطالب و تائید تفکرات و عقاید خود را دارد هویت خود را شکل خواهد داد و سبک زندگی خود را متناسب با آن فضا تغییر می دهد و در غفلت خانواده هویت او در این فضا شکل خواهد گرفت غفلتی که می تواند نتایج مخربی داشته باشد. 
امروزه در گفت و گو با خانواده ها شاهدیم که فضای مجازی را عامل مهم برای آسیب های اجتماعی می بینند اما باید در نظر داشت این تفکر فقط باعث توجیه کوتاهی تربیتی است زیرا  که فضای مجازی خود نمی تواند آسیب باشد بلکه بستری جهت ایجاد رشد و تقویت آسیب است؛  آنچه حائز اهمیت است این موضوع است که این فضا می تواند کاتالیزوری برای بروز آسیب های اجتماعی بوده و موضوع مدیریت انتخاب باید در راس مسئله در تربیت نوجوانان برای والدین در نظر گرفته شود و برای واکسیناسیون نوجوانان در برابر فضا مجازی باید قدرت انتخاب در فضای واقعی را جدی گرفت و پتانسیل موجود در این فضا را به راحتی از دست ندهیم  به طور مثال به نوجوانان زمان برای  بودن، تجربه کردن و در نهایت مدیریت انتخاب را در فضای واقعی آموزش دهیم همچنین اجتماع و محیط آموزشی نیز باید تقویت کننده این موضوع باشند تا نوجوانان دچار سردرگمی فرهنگی و هویتی نشوند. در این صورت است که با پیشرفت روز افزون تکنولوژی جامعه ای ایمن خواهیم داشت در غیراین صورت در سیل باران تکنولوژی هویت نوجوانان غرق خواهد شد.  
مریم حسن پور- کارشناس ارشد مدیریت  رسانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *