درآمدهای چند ده میلیونی سلبریتی‌ها از اینستاگرام و تلگرام

درآمدهای چند ده میلیونی سلبریتی‌ها از اینستاگرام و تلگرام

به گزارش وبلاگ نویسی شمیم بلاگ به نقل از ایسنا، امیر ناظمی، در سلسله نشست‌های “رسانه، افکار عمومی و بازنمایی رویداد” که در وزارت رفاه برگزار شد به جایگاه شبکه های اجتماعی در دنیا اشاره کرد و گفت: سلبریتی‌ها اصلی‌ترین بازیگران شبکه‌های اجتماعی هستند. دو نوع سلبریتی در حوزه عمومی و خصوصی داریم.

وی افزود: شاهد کسب درآمد سلبریتی‌ها از شبکه‌های اجتماعی و اثرگذاری آنها هستیم. بالاترین درآمد از پستهای اینستاگرامی در دنیا مربوط به خواننده مشهور “سلنا گومز” است؛ وی هر پست خود را ۵۳۰ هزار دلار می‌فروشد. در واقع با سلبریتی‌هایی مواجهیم که قرارداد فیلم و بازی می‌بندند اما عمده درآمد آنها تحت الشعاع پستهای اینستاگرامی است.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی افزود: در ایران در حوزه تخصصی فناوری، پستهای وزیر ارتباطات جزو ۵ نفر اول پربازدید است. سلبریتی‌هایی در این حوزه تخصصی داریم که از وزیر پرمخاطب‌ترند.

وی با بیان اینکه سلبریتی‌ها در ایران از ۳۵ تا ۱۵ میلیون تومان می گیرند و در اینستاگرام پست می‌گذارند و این مبلغ برای تلگرام ۱۰ میلیون است اظهار کرد: اکنون جایگزین‌های رسانه‌های متداول کارکردهای خود را دارند و با افرادی روبرو هستیم که صرفا بلندگو هستند بدون آنکه فکری پشت بیانات همه آنها باشد.

ناظمی افزود: در این میان برای روابط عمومی ها راهبرد اول شناسایی بازیگران کلیدی و جذب آنهاست. تغییر از متن به تصویر راهبرد دوم است. تصویر و ویدئو اکنون اثرگذارتر است. راهبرد سوم این است که نمی‌توان در مقابل بسیاری مسائل بی تفاوت بود و سکوت حاوی پیام تایید است و دیگر تاکتیک خوبی نیست. راهبرد چهارم نیز ارائه پیام ضمنی به جای پیام صریح است.

اسداله رازانی، معاون امور هولدینگ های شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) با بیان اینکه همه می دانیم در کشور ما سرنوشت مردم به دولت گره خورده است اظهار کرد: گفته می‌شود اقتصاد ایران، دولتی است و تاکید می‌شود راه صلاح و رستگاری خصوصی سازی است؛ هرچند بحث فراتر است و امروز علاوه بر اقتصاد، آموزش، فرهنگ، امنیت، انتظامات، عمران، امور شهری، تشکیلات قضایی همه دولتی‌اند و نقطه ثقل همه امور مردم، دولت است.

وی افزود: هرگونه نارسایی و عدم کارآمدی مستقیما همه نظام را زیرسوال می برد. مردم با پی بردن به این پیوستگی سرنوشتشان به عملکرد دولت، به شدت رفتار حاکمیت و دولت را رصد می‌کنند.

رازانی با بیان اینکه ایرانیان تحت تاثیر سرنوشتی که در طول تاریخ داشته‌اند رفتار اجتماعی و سیاسی خاصی دارند و مردمی هستند که هم به شدت دین خواه هستند گفت: به تعبیر دکتر بشیریه، ایرانیان در طول تاریخ حکومت دینی داشته‌اند و حتی پیش از اسلام از جمله ساسانیان و کیانیان از این قاعده مستثنی نبودند. دین در کشور ما ریشه دارد. ویژگی دیگر ملیت خواهی است. هیچ ایرانی نیست که حس وطن پرستی نداشته باشد. ویژگی سوم تجدد خواهی است. به همین دلیل انتظارات همه مردم از دولت بالا و کارش بسیار سخت است.

وی افزود: در این میان ثبت رویدادها و توجه به چگونگی انعکاس آن در بازنمایی رویدادها اثرگذار است. وقایع خوبی رخ می‌دهد اما ثبت نمی‌شود.

محمد آقاسی مدیر مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، نیز با بیان اینکه ۱۰ دغدغه و مطالبه اول مردم، مسائل اقتصادی است گفت: در دو پیمایش ملی که داشتیم مواردی چون محیط زیست و کم آبی و… جزو اولویت‌های پایین‌تر بودند که حاکی از آن است که دیالوگ بین مردم، رسانه و حاکمیت برقرار نشده است.

وی افزود: سال گذشته در دو مقطع از مردم پرسیدیم دوست دارید جلوی «تورم» گرفته شود یا «اشتغال»؟ بیش از ۸۰ درصد مردم اشتغال را انتخاب کردند. در حالی که صاحب‌نظران معتقدند تا تورم کاهش نیابد شغل ایجاد نمی‌شود.

آقاسی با بیان اینکه مفهوم افکار عمومی بسیار مهجور است گفت: هر چه می‌گذرد احساس می‌کنم به نوعی مردم سالاری وکالتی و نه مردم سالاری مشورتی تن داده‌ایم.

وی افزود: افکارعمومی از روزی که بشر بوجود آمده شکل گرفته اما زمانی آکادمیک تر شده که با ساخت جدید سیاسی دولت- ملت ها روبرو شد که برخی دولت ملت‌های متفاوتی را برای آن بسته بندی می‌کنند. افکار عمومی دارای قدرتی است که می‌تواند سویه دولت‌ها را تعیین کند.

آقاسی به مفهوم دولت‌های شکننده اشاره کرد و گفت: مفهوم دولت شکننده یک باب جدی در دنیاست و مبتنی بر اختلال در سه قطب از جمله اعمال اقتدار، ارائه خدمت به مردم و یا مشروعیت حاکمیت است. اگر می‌خواهیم فضای عمومی همانند فضای عمومی در دولت های غیرشکننده را داشته باشیم اولین کارمان باید این باشدکه برای افکار عمومی جایگاه تعریف کنیم.
 

به گزارش وبلاگ نویسی شمیم بلاگ به نقل از ایسنا، عبداله گیویان، پژوهشگر رسانه و ارتباطات نیز در این نشست به برخی مشکلات جدی در نظام ارتباطاتی اشاره کرد و گفت: در تبلیغات رسانه ملی زمانی که می‌خواهند یک زندگی خوب را به شرط استفاده از یک کالا تبلیغ کنند یک زندگی لوکس متوسط به بالای غربی را نمایش می‌دهد.

وی ادامه داد: آیا ما به عنوان یک ملت آرزوی مشترکی داریم؟ اسطوره سعادت چیست و آیا یک لحظه تاریخی داشته‌ایم که مشترکا این کامروایی را تصویر کرده باشیم؟.

گیویان با بیان اینکه نه در سطح نظری و نه عملی هیچ تعبیر مشخصی از آنچه که می‌خواهیم نداریم گفت: مقصر کیست ؟ قصور جمعی ما در خلق و بازنمایی این اسطوره تبعات ویرانگری در زندگی امروز ما دارد.

وی افزود: در پازل سراسری نظام ارتباطاتی این اسطوره مغفول است. یکی از اصلی‌ترین وظایف اهالی رسانه این است که تلاش کنند ذرهای زمینه ساخت این اسطوره را فراهم کنند که بخشی از رسالت رسانه است و وظیفه ملی تلقی می‌شود.

انتهای پیام

توقف پیام‌های آزاردهنده اینستاگرام و فیسبوک

خبرگزاری مهر: دو شبکه اجتماعی اینستاگرام و فیس بوک اعلام کرده اند که به زودی قابلیت عدم مزاحمت یا Do Not Disturb را بر روی سایت ها و اپلیکیشن های خود فعال می کنند تا کاربران کنترل بیشتری بر روی پیام های دریافتی از طریق این دو شبکه اجتماعی داشته باشند.

ظاهرا این خدمات به طور آزمایشی در هر دو شبکه اجتماعی فعال شده و برخی کاربران از دسترسی به آنها خبر داده اند. بر این اساس افراد می توانند یک محدوده زمانی را برای خود انتخاب کنند تا طی این مدت هیچ پیام هشدار یا اطلاع رسانی دریافت نکنند.

آنها همچنین می توانند این قابلیت را به گونه ای تنظیم کنند که به طور کلی هیچ پیامی را دریافت نکنند و تا زمانی که آن را از کار نینداخته اند از دریافت هر گونه پیامی مصون باشند.

پیش از این و در ماه می گذشته کوین سیسترام مدیر عامل اینستاگرام از برنامه ریزی این شرکت برای ارائه خدمات مذکور خبر داده بود. احتمال می رود فیس بوک با توجه به طیف گسترده تر مخاطبانش این خدمات را زودتر از اینستاگرام ارائه کند.

بنزین‌هایی که در هوای شایعه سوختند

بنزین‌هایی که در هوای شایعه سوختند

به گزارش وبلاگ نویسی شمیم بلاگ به نقل از ایسنا، در دو روز گذشته مردم شهر زنجان و برخی از شهرستان‌های این استان در پی انتشار شایعاتی مبنی بر گران شدن، دو نرخی شدن و یا کمبود بنزین سبب شد که مراجعه به جایگاه‌های عرضه سوخت در استان افزایش یابد و مردم ساعت‌ها در صف برای سوختگیری حضور داشته باشند.

با وجود اینکه این شایعات توسط شرکت پخش فرآورده‌های نفتی منطقه زنجان، تکذیب شد ولی همچنان مردم با حضور در جایگاه‌ها روند سوخت‌گیری را طولانی کردند و بر نگرانی عمومی جامعه افزود به طوری که با گذشت تقریبا یک روز از این موضوع هنوز جو جامعه در رابطه با این مسئله ملتهب است.

در این رابطه مدیر شرکت پخش فرآورده‌های نفتی شهرستان زنجان، در گفت‌وگو با ایسنا،  اظهار کرد: بنزین به میزان لازم وجود دارد و جایگاه‌ها همانند هر روز به فعالیت خود ادامه می‌دهند و مشکلی در رابطه با تامین بنزین مصرفی استان وجود ندارد.

اللهیار دشتی ادامه داد: مردم در رابطه با کمبود بنزین نگرانی نداشته باشند؛ چراکه این نگرانی سبب شده که دو روز گذشته دو برابر مصرف روزانه، بنزین توزیع شده و به حدود دو میلیون لیتر در یک روز رسیده است. همچنین از مردم تقاضا می‌شود که بنزین را به صورت مظروف نگه‌داری نکنند؛ چرا که این نوع حمل و نگه‌داری سوخت و گرمای هوا خطر را افزایش می‌دهد.

وی تاکید کرد:  این شرکت به تنهایی برنامه‌ای برای  تغییر یا افزایش نرخی برای بنزین در دستور کار نیست و اگر هم اقرار به اجرای برنامه و یا طرحی باشد، به صورت سراسری اعلام می‌شود.

شایعات هنگام فقدان خبر ساخته می‌شود

 

شایعات از قدیم در زندگی بشر بوده ولی در حال حاضر به دلیل وجود شبکه‌های مجازی دیگر دهان‌به‌دهان نمی‌چرخد بلکه در کانال‌ها و شبکه‌های مختلف دست‌به‌دست شده و با شکل و شمایلی به‌روزتر به زندگی آدم‌ها وارد شده است که البته انس انسان‌ها با این فضای مجازی به گونه‌ای شده است که روز خود را بدون آن نمی‌گذراند.

در رابطه با این مسئله یک روانشناس اظهار کرد: جامعه نسبت به رواج شایعات شدیدا آسیب‌پذیر است و از نظر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… سلامت و تعادل روانی خود را از دست می‌دهد. شایعه موجب ترس، بدبینی و تفرقه بین مردم می‌شود و هدفی جز تخریب روانی، افشاگری و رواج بی‌اعتمادی ندارد و اضطراب اجتماعی را بالا می‌برد. متاسفانه شایعه لایه‌های زیرین جامعه را می‌پوشاند و از بین می‌برد، همچنین سدی در مقابل رسیدن به موفقیت است.

اعظم نوری ادامه داد: شایعات هنگام فقدان خبر ساخته می‌شود و وقتی افراد، بسیار مشتاق خبرگیری، آگاهی از واقعه و موضوعی هستند اما قادر به کسب اطلاعات مورد اطمینان نباشد، پذیرای شایعه می‌شوند و برعکس وقتی افراد جامعه از آگاهی خود بر حوادث مطمئن باشد، به ارایه غیرضروری مطالب ساختگی تمایل نخواهند داشت.

وی در رابطه با راهکارهای مقابله با شایعه، افزود: بهترین راه مقابله با شایعه، توسعه روابط و فراهم‌آوردن این امکان است که مردم از مسائل جدی جاری در جامعه آگاه باشند. وقتی مردم نسبت به واقعیت امری اطمینان حاصل کرده و دریافتند که چیزی از آن‌ها پوشیده نیست، فرآیند شایعه‌پراکنی خودبه‌خود متوقف می‌شود یا از برد یا دامنه آن به حد چشمگیری کاسته می‌شود.

اخبار را از مراجع رسمی پیگیری کنید

بسیاری از اخبار و اطلاعاتی که در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی انتشار می‌یابد واقعیت ندارد و شایعاتی است که از طریق کاربران در این فضا با اهداف مختلف انتشار یافته است.

رئیس پلیس فتای استان زنجان در رابطه با دلایل ایجاد و انتشار شایعه در فضای سایبری، اظهار کرد: هوکس‌های خبری یکی از ترفندهایی است که در مناسبت و اتفاقات خاص از سوی کاربران و حتی رسانه‌های معتبر با اهداف خاص در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و به اشتراک گذاشته می‌شود.

سرهنگ محمدعلی آدینه‌لو ادامه داد: در حال شبکه‌های اجتماعی تسریع‌کننده انتشار شایعات و اخبار دروغین هستند، به طوری‌ که این امر به یکی از مهم‌ترین مسائل و معضلات رایج استفاده از شبکه‌های اجتماعی در ایران و سراسر دنیا تبدیل‌ شده‌ است. متاسفانه تعدادی از کاربران بدون اطلاع ‌و آگاهی، خبرهای دورغین فضای مجازی را باور کرده و به باز نشر آن اقدام می‌کنندکه این امر نه تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کند بلکه باعث سردرگمی دیگر کاربران می‌شود.

 

وی با توصیه به همشهریان و کاربران، افزود: همشهریان به شایعات منتشر شده در فضای مجازی توجه نکنند و قبل از انتشار آن از صحت و سقم آن اطمینان حاصل کنند زیرا در این میان بسیاری از اخبار کذب توسط افراد فرصت‌طلب و با انگیزه‌های مختلف در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود .

این مسئول یادآور شد: به هیچ عنوان فریب شایعات منتشر شده در فضای مجازی را نخورند به گروه‌ها و کانال‌های شبکه‌های اجتماعی اعتماد نکرده و اخبار مهم را از منابع موثق از قبیل رادیو و تلویزیون و خبرگزاری‌های رسمی دنبال کنند.

فضای مجازی بخشی از واقعیت زندگی

 

در حال حاضر باید بپذیریم که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بخشی از واقعیت جامعه جهانی است که هر کس باتوجه به سلیقه و نظر شخصی خود اخبار مرتبط را برای سایرین ارسال می‌کند و فضای مجازی به فضای افسار گسیخته‌ای تبدیل شده که هیچ نظارت، هدایت و کنترلی برای آن نیست، البته منظور از نظارت بر فضای مجازی، نظارت پلیسی بر فضای مجازی نیست بلکه حضور دستگاه‌های فرهنگی و مسئول است تا کاربران با یک فضای خالی روبه‌رو نشوند.

یک جامعه‌شناس در این رابطه اظهار کرد: با توجه به اینکه جامعه به نوعی درگیری‌ اعتیادگونه به فضای مجازی پیدا کرده و برخی به صورت جنون‌آمیز درگیر این فضا هستند، برهمین اساس شاهد ترویج پدیده دروغ و شایعه در جامعه هستیم که حتی این اخبار کذب و شایعات متولیان بخش‌های مختلف را درگیر کرده‌ و به صورت مداوم در حال پیگیری و تکذیب اخبار جعلی در کانال‌های تلگرامی‌ هستند که یکی از پیامدهای این موضوع اختلال و ایجاد مشکل در روابط فردی، اجتماعی، عاطفی و خانوادگی کاربران است.

زینب مصطفوی ادامه داد: هر یک از کاربران شبکه‌های مجازی با یک کلیک می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان به انتشار شایعات و اخبار جعلی در این فضا کمک کنند. در حالی که انتشار اخبار و اطلاعات جعلی آسیب‌های روانی و اجتماعی بسیاری در افکار عمومی به دنبال دارد.

فضای شایعه را کنترل کنیم

شایعه در هر شرایطی پدیده اجتماعی نامطلوب و مخرب آرامش ذهنی و روانی است. اما قدرت تهدید و تخریب شایعه در شرایط خاص که شرایط اضطراب و ابهام افزایش می‌یابد فوق العاده قابل توجه است. بنابراین شایسته است که ضمن توجه به واقعیت‌های اجتماعی، تدابیر ویژه‌ای برای پیشگیری و کنترل شایعات اجتماعی تدبیر شود. اطلاع‌رسانی جامع و سریع، تعیین ستاد ویژه پیش‌گیری و کنترل شایعه مرکب از افرادی کاردان و بصیر، متخصصان روانشناسی و سازمان‌های فرهنگی و واحدهای صنفی و اقتصادی جامع، مشاوران روانی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و نظامی، و عضویت شخصیت‌های محبوب مذهبی و دانشگاهی و فرهنگی و مورد وثوق و اعتماد اقشار مختلف مردم و بالاخره جلب حمایت‌های مردمی و مستقر کردن پایگاه‌های خبری و اطلاع‌رسانی برای دریافت اخبار و اطلاعات درست و تلاش برای یافتن منبع اصلی شایعه می‌تواند از جمله اقدامات مؤثر در پیش‌گیری و کنترل شایعه در زمان بحران باشد.

گزارش از: پریسا یوسفی-خبرنگار ایسنا(منطقه زنجان)

انتهای پیام

قبل از سفر به کشوری جدید، این موارد را در گوگل سرچ کنید

قبل از سفر به کشوری جدید، این موارد را در گوگل سرچ کنید

برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: مسافرت به کشوری جدید تجربه ای هیجان انگیز است، ولی اگر خودتان را به درستی از قبل آماده نکرده باشید سفر شما ممکن است با دردسر مواجه شود.

موقعیت های ناخوشایند بسیاری است که در یک کشور خارجی ممکن است با آن ها مواجه شوید، مثلاً اینکه ندانید چقدر در رستوران انعام بپردازید، یا اینکه متوجه شوید که شارژر گوشی موبایل شما با خروجی برق کشور مقصد سازگار نیست، و یا پیش خود فرض کنید که تاکسی ها بیرون فرودگاه منتظرتان هستند تا شما را به هر جایی که می خواهید برسانند.

خوشبختانه، گوگل دوست ماست. ما چک لیستی از مواردی که پیش از مسافرت به کشوری خارجی برای اولین بار باید به صورت انلاین جستجو کنید را برایتان آماده کرده ایم.

این ها 11 چیزی هستند که پیش از هر مسافرت خارجی بهتر است در گوگل جستجو کنید.

نیازمندی های ویزای کشور مورد نظر چیست؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
تعداد کمی از کشورهای جهان هستند که با گذرنامه ایرانی می توان بدون ویزا به آن ها سفر کرد، به طوری که ایرانی ها بر اساس آخرین آمار بدون نیاز به اخذ ویزا می توانند به 38 کشور دنیا مسافرت کنند. اولین چیزی که بعد از تصمیم گیری در مورد مقصد مسافرتی خود باید انجام دهید تحقیق در مورد نیازمندی های ویزای آن کشور است. فرایند درخواست ویزای برخی از کشورها ممکن است چندین هفته طول بکشد، بنابراین مهم است که به موقع برای اخذ ویزا اقدام کنید.

آب و هوا قرار است چطور باشد؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
بعد از اینکه در مورد مقصد مورد نظر خود تصمیم گرفتید، بهتر است بدانید که خود را برای چه آب و هوایی باید آماده کنید.
البته احتمالاً شما در این مورد کمی از قبل تحقیق کرده اید تا به صورت تصادفی یک کشور ساحلی را در فصل بارانی آن کشور برای مسافرت انتخاب نکرده باشید. ولی در روزهای منتهی به سفرتان بهتر است که همچنان وضعیت آب و هوا را چک کنید. فضای چمدان بسیار ارزشمند است، و مطمئناً شما نمی خواهید که فضای مفیدی را با بسته بندی لباس هاس سنگین یا وسایل مخصوص آب و هوا در حالی که در سفرتان اصلاً به آن ها احتیاج پیدا نخواهید کرد. هدر دهید.

نرخ تبدیل ارز چقدر است؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
نرخ های برابری ارز به طور مرتب در حال نوسان هستند. با تحقیق در مورد نرخ تبدیل کشور مقصدتان پیش از اینکه سفر را شروع کنید، می توانید جلوی پرداخت بیش از حد را بگیرید و مطمئن شوید که بهترین معامله را در صرافی ها می توانید داشته باشید.

آیا هیچ گونه جشن عمومی در حال برگزاری است؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
خوب است که جستجو کند که آیا در کشوری که قصد بازدید از آن را دارید هیچ نوع جشن عمومی در روزهایی که در آنجا هستید برپا است یا نه. از یک طرف، در مورد فستیوال های خاص یا جشن های فرهنگی که در شرایط عادی نمی توانید تجربه شان کنید اطلاعات کسب خواهید کرد. همچنین از نقطه نظر لجستیکی، جشن ها و تعطیلات می تواند روی حمل و نقل عمومی، باز بودن بانک ها، و شلوغ بودن مکان توریستی مورد علاقه شما با حضور افراد محلی که از روز تعطیل خود استفاده می کنند تأثیر بگذارد.

آدام و رسوم انعام دادن چگونه است؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
آداب اجتماعی بسیار کمی وجود دارد که گیج کننده تر از انعام دادن باشد، چرا که به نظر می رسد هر کشوری آداب و رسوم متفاوتی در این مورد دارد. در حقیقت، به جز آمریکا که انعام دادن در رستوران ها، هتل ها، آرایشگاه ها، تاکسی ها و بسیاری دیگر از مکان ها انتظار می رود، اکثر کشورهای دیگر فرهنگ بسیار متفاوتی در این زمینه دارند.

شاید در نگاه اول این موضوع چندان پر اهمیت به نظر نرسد. هر چه باشد، کدام کارگری است که از پول اضافی خوشش نیاید؟ ولی انعام دادن در برخی از کشورها مثل ژاپن رفتاری بی ادبانه تلقی می شود، چرا که از این حرکت این طور برداشت می شود که شما با انعام دادن این منظور را می رسانید که کارگر مقابل بدون دریافت رشوه خدمات خوبی را ارائه نخواهد داد. از انجمن ها و فروم های محلی بازدید کنید که در آن افراد محلی و گردشگران توصیه هایی را در مورد روش های انعام دادن ارائه می دهند.

لباس های مناسب از نظر فرهنگی چه شکلی هستند؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
در مورد لباسی که می پوشید، بسته به جایی که سفر می کنید، مقصد شما ممکن است انتظارات فرهنگی متفاوتی راجع به چیزی که پوشیدنش مورد قبول هست و نیست داشته باشد. به عنوان مثال در برخی کشورها، شاید نشان دادن شانه ها یا پاهایتان توهین آمیز تلقی شود. از قبل تحقیقات کافی انجام دهید تا مطمئن شوید که لباس های مناسب را همراه خودتان در سفر می برید.

جملات و عبارات پایه ای در زبان کشور مقصد من چه چیزهایی است؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
شما نمی توانید از تمام جهان انتظار داشته باشید که به زبان انگلیسی صحبت کنند، بنابراین فکر خوبی است که برخی از لغات پایه ای در زبان محلی مقصد خود را یاد بگیرید. با عبارت هایی که احتمالاً هر روز استفاده خواهید کرد مثل «سلام»، «خداحافظ»، «متشکرم» و «دستشویی کجاست؟» شروع کنید. لازم نیست که به زبان آن کشور مسلط شوید، ولی یاد گرفتن تنها چند کلمه کلیدی می تواند نقشی اساسی در آسان تر ساختن سفر شما داشته باشد.

آن ها چه نوع سوکت برقی استفاده می کنند؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
اگر قبلاً هیچ وقت به خارج سفر نکرده باشید، شاید اولین باری که با خروجی برقی متفاوت با چیزی که به آن عادت دارید مواجه شوید، حسابی تعجب کنید.

هر مسافر با تجربه ای می داند که سوکت های برق در کشورهای مختلف متفاوت است. حداقل 15 نوع سوکت برق متفاوت در نواحی مختلف جهان استفاده می شود. در گوگل جستجو کنید که در مقصد شما از چه نوع سوکتی استفاده می شود، و اگر لازم دارید، آداپتور تبدیل جهانی (universal) تهیه کنید تا دیگر نگران این موضوع نشوید.

آیا برای بازدید از برخی مکان های توریستی خاص لازم است که از قبل بلیط بخرم؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
اگر از جایی برای اولین بار بازدید می کنید، احتمالاً لیستی از جاذبه های گردشگری برای خود تهیه کرده اید که می خواهید در طول سفرتان حتماً از آن ها دیدن کنید.

کمی تحقیق کنید تا بفهمید برای کدام یک از آن جاذبه ها لازم است که از قبل بلیت تهیه کنید. مکان هایی مثل آرامگاه سن پیتر در واتیکان یا کاخ الحمرا در اسپانیا تنها اجازه حضور تعداد معینی از بازدیدکنندگان در هر روز را می دهد، و لازم است که هماهنگی های لازم را پیش از رسیدن اتخاذ نمائید. هیچ ایرادی ندارد که بخواهید تصمیمات لحظه ای اتخاذ کنید، ولی این کار می تواند مکان هایی که قادر به بازدید از آن ها هستید را محدود کند.

چگونه می توانم از فرودگاه خارج شوم؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
احتمالاً نیازی ندارید که جزئیات کامل تمام وسایل حمل و نقل که در طول سفرتان احتیاج پیدا خواهید کرد را بدانید. ولی مهم ترین چیزی که باید بدانید این است که بعد از رسیدن به کشور مقصد، چگونه از فرودگاه خارج شوید.

آیا صفی از تاکسی ها منتظر شما خواهند بود، یا اینکه تنها چند تاکسی وجود دارد که پیش از اینکه فرصتی پیدا کنید با مسافران دیگر پر می شوند. آیا حمل و نقل عمومی در اختیار است، یا اینکه برای رسیدن به نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس یا قطار مجبور هستید مسیر زیادی را پیاده روی کنید؟ آیا اپلیکیشن های اشتراک گذاری خودرو مثل اوبر (Uber) در مقصد شما موجود است، و اگر نه، آیا هیچ معادل محلی برای این اپلیکیشن ها وجود دارد که شناخت آن ها به کارتان بیاید؟

مسلماً شما علاقه ای ندارید که اولین تجربه تان در کشوری جدید استرس زا باشد، بنابراین تحقیقات لازم را از قبل از انجام دهید تا مطمئن شوید که زمانتان در فرودگاه به خوبی پیش می رود.

به چه نوع حمل و نقلی نیاز دارم تا در کشور مقصد سفر کنم؟

پیش از سفر به کشوری جدید، این 11 مورد را در گوگل جستجو کنید
حالا که بحث حمل و نقل شد، اگر به سفری طولانی با چندین مقصد متفاوت می روید، خوب است که در مورد انواع حمل و نقل که برای رفتن از مکانی به مکان دیگر احتیاج دارید تحقیق کنید. اتوبوس، قطار و هواپیما ممکن است در دسترس شما باشد، و در برخی از کشورها، شاید کرایه کردن خودرو یا موتورسیکلت امری عادی باشد.

دولت معطّل نماند/ ما و فیک نیوزها

دولت معطّل نماند/ ما و فیک نیوزها

سرویس سیاست مشرق – روزنامه‌ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه‌ها و نظریات اصلی و اساسی خود می‌پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می‌توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح کشور با گرایش‌های مختلف سیاسی را می‌خوانید:‌

*********

دولت معطّل نماند

محمد ایمانی در کیهان نوشت:

 ۱-سوءمدیریت در برخی ارکان مهم دولت، اعتراض منتقدان و حامیان را یک‌جا برانگیخته است. گویا درباره هر چیزی اختلاف نظر باشد، درباره این نقیصه مهم معطلی و فرصت‌سوزی برخی مراکز راهبردی دولت اتفاق نظر وجود دارد. این روند، خسارت‌های بزرگی را به همراه داشته و اگر تغییر نکند، می‌تواند هزینه‌های بزرگ‌تری را در آینده به بار آورد.

۲- دولت تعطیل نیست اما برخی اجزای مهم آن، همچنان «معطل» هستند و منفعل عمل می‌کنند. آن قدر که برخی محافل، اصرار بر «عملیات روانی» با افکار عمومی دارند، اگر یک‌دهم همان اهتمام را به تلاش و خدمت و گره‌گشایی از مشکلات اختصاص می‌دادند، جایی برای تاثیرگذاری تحریم‌های دشمن و فشار بر مردم باقی نمی‌ماند. قضاوت نمی‌کنیم که عملیات روانی رسانه‌ها و سیاسیون افراطی، هماهنگ با دولت هست یا نه. اما متاسفانه برخی مدیران به واسطه همراهی با عملیات روانی جریان معارض ارزش‌ها، خود را در موضع اتهام قرار می‌دهند. برخی مدیران نیز چنان به عدم رسیدگی به مشکلات اصرار دارند که انسان بدگمان می‌شود آیا مامور ناراضی کردن مردم هستند؟

۳- رهبر معظم انقلاب، دو هفته قبل در نامه مهمی خطاب به رئیس‌جمهور، ضمن ابراز نگرانی از اخبار منتشر شده درباره نحوه واگذاری ارز و سکه در ماه‌های اخیر، دستور دادند ضمن رسیدگی به موضوع، گزارش دقیقی تهیه و به محضر ایشان ارائه شود. معظم‌له هفته گذشته نیز دولتمردان را به حضور پذیرفتند و ضمن حمایت و ترغیب و دادن برخی تذکرات مهم فرمودند «در میدان نبرد و مبارزه آنچه بیش از همه به آن احتیاج دارید، این است که روحیه‌ تحرک، روحیه‌ پیشرفت، روحیه‌ مبارزه‌ با شرایط را در خودتان تقویت کنید؛ این شرط اول است. شجاعت ورود در میدان را به خودتان بدهید، عزم راسخ در این زمینه را داشته باشید. همواره در جوامع، مشکل پیش می‌آید. یک جور آدم هست که وقتی با مشکل مواجه می‌شود احساس مسئولیت مضاعف پیدا می‌کند، جوششِ غیرت پیدا می‌کند. انگیزه‌ و احساس مسئولیتش مضاعف می‌شود. یک جور آدم هم هست که وقتی با مشکل مواجه شد، دچار یأس و ترس و منفی‌بافی و «نمی‌شود» و «نمی‌توانیم» و «چکار کنیم» می‌شود. مدیران دولتی باید از نوع اول باشند».

۴- مدیرانی که سرگرم حاشیه‌ها و فرعیات یا استثناها و اقلیت‌ها باشند، لاجرم از اولویت‌ها و اکثریت (همان توده‌های مسلمان و رنج‌کشیده و پای کار انقلاب) و نقشه دشمن غافل می‌مانند. یک روز، سرگرمی دختر رقاص و زن هتاک به نیروی انتظامی. روز دیگر، حصر سران فتنه. روز بعدی، روسری سر چوب کردن چند زن ماموریت‌دار. روز چهارم، کنسرت‌بازی. روز پنجم، ترتیب دادن برنامه رقص دخترکان در حضور شهردار سابق. روز ششم، رفتن زنان به استادیوم فوتبال یا آفتابی شدن هنرپیشه‌های فیلم‌های مبتذل روزگار طاغوت و… روز هفتم، سرگرمی مردم با سپنتا نیکنام و نظایر آن! روزها و هفته‌ها، با دستمایه قرار دادن همین سوژه‌پردازی‌ها توسط شبکه رسانه‌ای زنجیره‌ای پر می‌شود تا مردم نپرسند وعده‌های رونق اقتصادی از طریق امتیازفروشی به دشمن سیری‌ناپذیر چه شد؟

۵- اخیرا خانم سلحشوری عضو فراکسیون امید با ‌اشاره به رانت‌ها و فسادهایی مانند ثبت سفارش غیرقانونی ۶۵۰۰ خودرو گفته است «خدا می‌داند که از روی مردم شرمنده‌ایم. خدا می‌داند که من از روی مردم خجالت می‌کشم. این همه به استان‌ها رفتیم و وعده دادیم؛ اما به محض اینکه ۴ سال دوم دولت آغاز شد، ببینید چه شده؛ فاجعه‌ای در حال رخ دادن است. ارز و سکه از کجا توزیع می‌شود؟ این رانت ۴۲۰۰ تومانی را چرا ایجاد کردند؟ من کارشناس اقتصادی نیستم، اما می‌دانم که این یک رانت برای گروه‌های خاص بود».

۶- همزمان آقای کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران (از اعضای ائتلاف حاضر در دولت) درباره پیشنهاد رئیس‌جمهور به وزرا برای تشکیل اتاق فکر گفته است «قطعاً پیشنهاد خوبی است. اما مهم‌تر از آن در شرایط فعلی، قدرت تصمیم‌گیری و انجام تصمیمات است. یکی از مشکلات، همین عدم تصمیم‌گیری‌هاست. چند وقت است که ترمیم کابینه مطرح است و به نوعی جامعه و کابینه در حالت صبر و انتظار و تردید و اضطراب قرار گرفته‌اند. طبیعی است اعضای کابینه هم که مطمئن نیستند حضورشان تداوم دارد یا نه، در حالت برزخی قرار می‌گیرند و قطعاً در کیفیت کار خودشان و حتی معاونانشان تاثیرگذار است. ما نمی‌توانیم از وزیری که نمی‌داند هست یا نیست و دائماً با حالت تردید و اضطراب روبه‌رو است، توقع کار داشته باشیم. مگر این دولت چقدر وقت دارد؟ نصف عمر دولت دوم هم تمام شد. این حالت صبر و انتظار یعنی چه؟ کسی در این حالت کاری برای مردم انجام نمی‌دهد. حتی نمی‌تواند پاسخ مردم را بدهد. سم مهلک همین است. اگر قرار نیست تغییر دهند بگویند تا آخر این دولت هیچ کس عوض نمی‌شود؛ همه به کار خود بچسبند و اگر هم قرار است تغییر دهند، بالاخره یک روز، دو روز، یک هفته، یک ماه، شش ماه».

۷- رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، هفتم فروردین امسال با انتقاد از بانک مرکزی اعلام کرد «در ماه‌های پایانی سال ۹۶، ۳۰ میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده است». سرمایه‌ای معادل ۱۴۰ هزار میلیارد تومان از کشور خارج شد؛ حال آنکه مثلا کل سرمایه‌گذاری خارجی جذب شده در دولت آقای روحانی به ۳ میلیارد دلار رسید. دولت برای جذب چند میلیارد دلار، آن همه خسارت برجام را متحمل شد اما با تحرکات شبکه جنگ اقتصادی دشمن و خوابزدگی دیدبان‌های اقتصادی و امنیتی، ۱۰ برابر همان رقم، به سادگی آب خوردن از کشور خارج شد. تازه همه این اتفاقات، قبل از تلاطم امسال بازار ارز و تزریق ده‌ها میلیارد دلار به خیال تنظیم بازار رخ می‌داد.

۸- آقای نوبخت می‌گوید «تا ۲۵ خرداد، بیش از ۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی فروخته شد». سخنگوی بانک مرکزی ۲۹ خرداد گفت «در طول ۷۰ روزی که از اجرای سیاست ارزی دولت می‌گذرد، بالغ بر ۱۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز تخصیص یافته است». نایب‌رئیس ‌اتاق بازرگانی ایران و چین می‌گوید «دولت با اختصاص ارز با نرخ ۴ هزار و ۲۰۰ تومان، ۱۰۰ هزار میلیارد تومان رانت داده است». برخی محافل حامی دولت، میزان ارز واگذار شده ظرف پنج، شش ماه گذشته برای (به اصطلاح) تنظیم بازار را ۳۰ میلیارد دلار اعلام کرده‌اند. همچنین ۶۰ تن طلا (۷ میلیون سکه) ظرف دو ماه به شکل سردرگم در بازار پاشیده شد که عناصر رانت‌خوار یا ماموریت‌دار، آن را بلعیدند. رانت واگذار شده در بازار سکه نزدیک ۸ هزار میلیارد تومان است. و اگر رانت نهفته در دلار را حداقل ۴ هزار تومان فرض کنیم، در حقیقت ظرف چند ماه، مبلغی معادل ۱۲۰ هزار میلیارد تومان رانت، از بیت‌المال به جیب یک اقلیت دو، سه درصدی رانت‌خوار (نشسته در حاشیه امنیت جنجال رسانه‌های زنجیره‌ای) رفته است. جالب اینکه دولت اعلام کرده بود امسال
۱۱۳ هزار میلیارد تومان برای ایجاد و حمایت از یک میلیون و ۳۰۰ هزار شغل اختصاص می‌دهد.

۹- آقای احمد خرم وزیر راه دولت اصلاحات و مشاور خاتمی گفته است «دولت با ریختن ۳۰ میلیارد دلار ارز در بازار به قیمت ۴۲۰۰ تومان، موجب جشن و پایکوبی رانت‌خواران شد. دو میلیارد یا پنج میلیارد آن را در اختیار افراد مشخص و دارای شناسنامه یا شرکت‌های تجاری سرشناس می‌گذارید، بقیه ۳۰ میلیارد را چگونه و با چه مکانیزمی می‌خواستید کنترل کنید؟ دولت گوشت را خیلی راحت دست گربه داد… دولت باید تلاش کند و مردم به این باور برسند که تیم اقتصادی تمام توش و توان خود را گذاشته تا وضعیت را بهبود بخشند. اگر چنین کنند ولو اینکه موفق هم نشوند، ملت خرده نخواهد گرفت. اما اگر مردم شاهد بی‌برنامگی و تصمیمات غیرعلمی‌ شوند قطعا نظر مثبتی به دولت نخواهند داشت، کما اینکه اکنون شاهد چنین امری هستیم که مردم از عملکرد دولت ناراضی هستند».

۱۰- وزارت خارجه، دهمین گزارش سه ماهه اجرای برجام را تقدیم مجلس کرد. کاش می‌شد طبق وعده‌های برجامی، در متن گزارش بنویسند «۱۵۰ میلیارد دلار پول بلوکه شده، طبق وعده به کشور بازگشت. ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی جذب شد. طرف‌های غربی به تمام تعهدات خود درباره بازسازی رآکتور بتن‌ریزی شده اراک و تامین کیک زرد مورد نیاز ایران عمل کرده‌اند. ۲۰۰ فروند هواپیما که تحریم آنها لغو شده بود، خریداری و به کشور منتقل شد. اجرای فاز ۱۱ پروژه پارس جنوبی توسط شرکت توتال به سرانجام رسید و برداشت از این مخزن مشترک با قطر آغاز شد. بانک‌های اروپایی با پایان تحریم‌های بانکی و مالی، درخواست گسترش همکاری را دارند اما حجم مراودات به قدری افزایش یافته که مجبور شده‌ایم برای همکاری با این موسسات، سقف و سهمیه اعمال کنیم. چرخ کارخانه‌ها و چرخ سانتریفیوژها با چنان سرعت سرسام‌آوری چرخیده و داغ شده که مدیران مجبور شده‌اند بخشی از کار را متوقف کنند. به قدری هیئت‌های تجاری و بانکی و سرمایه‌گذاری پشت گیت‌های ورود به ایران صف کشیده‌اند که دستور داده شده فعلا هیچ سرمایه‌گذار و تاجری را ولو به عنوان توریست به کشور راه ندهند».

۱۱- اما سر سوزنی از این خبرها نیست. آرزواندیشی و بی‌عملی و بی‌همتی، عیبی بزرگ برای مدیران است. تا دیروز دولت ما فکر می‌کرد در ماجرای برجام برنده شده؛ سه گل زده و دو گل خورده است اما اکنون آقای ترکان مشاور ارشد رئیس‌جمهور می‌گوید «با اصطلاحات ورزش کشتی، الان روی پل هستیم و باید مقاومت کنیم». دولت به اراده خویش، کمر و کُنده و خم خود را در اختیار دشمن قرار داد و حالا باید برای خروج از این وضعیت همت کند، نه اینکه زیر دست حریف بخوابد تا مدام تابانده شود و امتیاز پشت امتیاز بدهد. این فرجام سوءتفاهم «بازی برد-برد با غرب» است. کار به جایی رسیده که آقای سریع‌القلم مشاور سابق دولت می‌گوید «فضایی ایجاد شد که می‌گفت اگر برجام شکل بگیرد، تحریم‌ها برداشته می‌شود و همه مشکلات حل خواهد شد. وزارت خارجه به گونه‌ای وانمود کرد که انگار با برجام همه مسائل حل خواهد شد. این تصور ‌اشتباه، ساده‌انگارانه و رومانتیک، و ناشی از فقدان شناخت درباره آمریکا بود». این قبیل اظهارات برائت‌جویانه درحالی است که وی در اوج مذاکرات، از موضع دفاع از برجام به منتقدان حمله کرده و گفته بود: «تربیت عقلی در خانواده و مدرسه بسیار ضعیف است. در نتیجه ما احساسی، غریزی و پوپولیستی تربیت می‌شویم. صداوسیمای ما از یک لبوفروش یا راننده تاکسی که تمام روز را سرگرم حل مشکلات معیشتی‌اش است، درباره جریان هسته‌ای نظرخواهی می‌کند».

۱۲- به نظر می‌رسد مشکل راهبردی برخی مدیران، غفلت از فرمان امیر مومنان علیه‌السلام به مالک ‌اشتر است «… باید محبوب‌ترین امور نزد تو، میانه‏ترین در حق، و فراگیرترین در عدالت، و جامع‏ترین در رضایت مردم باشد، چرا که خشم عموم، خشنودی خواص را بی‏نتیجه می‏کند، و خشم خواص در برابر خشنودی عموم بی‏اثر است. و به وقت آسانی و رفاه احدی از رعیّت بر والی پرخرج‏تر، و زمان‏ مشکلات کم‌یاری‌تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان بخشش کم‌سپاس‏تر، و وقت منع از عطا دیرعذرپذیرتر، و در حوادث روزگار بی‏صبرتر از خواص نیست. همانا ستون دین، و جمعیّت مسلمانان، و مهیاشدگان برای جنگ با دشمن توده مردمند، پس باید توجه و میل تو به آنان باشد».

فساد سخن

حسین  قدیانی در وطن امروز نوشت:

حالا بهتر می‌فهمم چرا اغلب روسیاهان آخرت، چوب زبان‌شان را می‌خورند! حقیقت آن است که «فساد سخن» بیداد می‌کند! فساد سخن اما فقط دروغ و تهمت نیست؛ همین که حرف را نپخته و ناصحیح بزنیم هم مصداق فساد سخن است! در اینستاگرام، فیلمی یک دقیقه‌ای می‌بینیم و بدون آنکه از صحت و سقم آن مطلع شویم، یا دچار شور حسینی می‌شویم یا مبتلا به شور یزیدی! امثال من از زاویه دفاع از انقلاب و پاسداری از عدالت و آن قلم به مزد زنجیره‌ای هم از پنجره خودش! هنوز عکس را ندیده، حکم‌مان صادر شده است! هنوز خبر را درست و حسابی ورانداز نکرده، کامنت‌مان به‌راه است! و بگذار اعتراف کنم؛ اقلا این یک قلم، دردی همگانی است که حزب‌اللهی و غیر آن ندارد! توهم زده‌ایم چون داعیه‌دار مقابله با فساد هستیم، می‌توانیم هر حرفی بزنیم و حتی خودسرانه، اسلحه هم بکشیم! الباقی هم مثل ما! بدتر از ما! بهتر از ما! چه فرقی می‌کند، وقتی همه ساکن یک کشتی هستیم؟! روزی سلبریتی به اسم مردم‌گرایی می‌آید و دردی منتشر می‌کند و کلی روح و روان ملت را بازی می‌دهد؛ بعد انکشف که آن درد، هیچ وجود خارجی نداشته و اصلا ربطی به ایران نداشته! روز دیگر ولی همین بلا را روزنامه‌نگار زنجیره‌ای سر خود سلبریتی می‌آورد! و همین‌گونه است که این همه فساد سخن زیاد است! فی‌المثل آن روحانی که واقف نیست الان با کدام حدیث و کدامین روایت و چه لحنی و چگونه لسانی باید از حج یا حجاب دفاع کند! گویی اول حرف‌مان را می‌زنیم و بعد فکر می‌کنیم! طرفه حکایت اینجاست؛ دین مبین ما «اسلام» تفکر را هم عبادت می‌داند! وای بر مسلمانی ما، وقتی این همه نسنجیده سخن می‌گوییم! بدبختی اینجاست که از بس کیلویی حرف زده‌ایم، کیلویی حرف زدن هیچ قبحی برای‌مان ندارد! خیلی راحت آبرو می‌بریم و هیچ متوجه نیستیم به معنای کلمات! بدون هیچ پرس‌وجو و جست‌وجویی که آیا اصلا و اساسا این خبر راست است، همین‌طور اظهار فضل است که می‌کنیم! و بعضا با ناسزا و دری‌وری! القصه! سال ۸۸ در بلوار کشاورز «محسن» را دیدم که در صف فتنه‌گران داشت شعار علیه غزه و لبنان می‌داد! آن‌قدری در دبیرستان شاهد فتح، سروکله هم پریده بودیم و زیر توپ زده بودیم که صدایش کنم!

مثل فرفره داشت می‌چرخید و می‌نالید که چرا تقلب شده! به او گفتم: «گیرم تقلب شده! چه ربطی دارد به غزه و لبنان؟!» به او گفتم: «چرا موسوی هنوز انتخابات تمام نشده، اعلام ظفر کرد؟!» به او گفتم: «چرا حاضر نشد از مجاری قانونی اعتراض کند؟!» به او گفتم: «کو سندش؟! کو مدرکش؟! کو وجدانش؟! کو انصافش؟!» به او گفتم: «اگر این نظام اهل دست بردن در رأی مردم بود، دوم خرداد دست می‌برد! و ۴ سال بعدش دست می‌برد!» به او گفتم: «قرار نیست رأی مردم را فقط به شرط برد در انتخابات قبول کنیم!»

به او اما خنده‌کنان یک چیز دیگر هم گفتم: «یادت می‌آید تمام سال تحصیلی را تبلیغ «بوف کور» می‌کردی و اینکه عجب شاهکاری است و چه و چه، لیکن آخر سال در صندلی آخر سرویس مدرسه برداشتی اعتراف کردی که به عمرت این اثر «صادق هدایت» را نخوانده‌ای؟! چقدر دعوا، چقدر بگومگو، چقدر بعضا یقه‌گیری برای دفاع از کتابی که حتی یک بار هم لایش را باز نکرده بودی!» و الان هم قصه همین است! صادق هم مثل محسن! زیباکلام را می‌گویم که برجام را نخوانده، مدافع آن است! اعترافش هست! این متن البته سیاسی نیست! خود من هم جوگیر می‌شوم گاهی! یک چیزی می‌بینم و بی‌هیچ کنکاشی، قلم دست می‌گیرم برای بیان حرف حق ولی فی‌الواقع برای تخلیه عصبانیت! تو هم مثل من! بله! خود توی خواننده را می‌گویم! آیا آن روز که رفتی و زیر آن پست، آن کامنت را گذاشتی، مطمئن بودی یا با عرض معذرت جوگیر؟! واقعا چرا ما اینگونه شده‌ایم؟! چرا بدون در نظرگرفتن جوانب امر، سخن می‌گوییم؟! چرا بعضا سخن حق خود را با بیان نادقیق، خراب می‌کنیم؟! چرا فکر می‌کنیم با لسان دهه ۵۰ می‌شود با جوان این عصر سخن گفت؟! گلابی چیست؟! سوفیا لورن کدام است؟! ضعیفه چه صیغه‌ای است؟! خوب است رهبری داریم که با این همه تبحر در خطابت و چیرگی در بلاغت که قطعا برای سخن، بی‌نیاز از کاغذ و نوشته و یادداشت هستند، مدام نگاه می‌کنند به برگه در دست‌شان! یعنی چه این کار؟! الا آنکه توجه مضاعف به چگونگی و کم و کیف بیان؟! با علم بر اعتراف دشمن به سخنوری حضرت آقا، گمانم این همه مراجعه رهبر انقلاب به ورقه در دست‌شان هنگام سخنرانی، استعاره از اعتراض ایشان باشد به این همه فساد در سخن من و ما! کم جلوی مبلغ فلان پرونده، صفر است، چند تا هم خودمان اضافه می‌کنیم! همین‌طور کیلویی! هیچ هم حواس‌مان نیست که تخلف، تخلف است و پرونده، اختلاس و معوقه، معوقه! سخن را همان‌طور بیان می‌کنیم که دل‌مان می‌خواهد، نه آنگونه که واقعا هست! دقت شود! من به این دولت و این مجلس، رأی نداده‌ام و علی‌القاعده نباید چنین متنی بنویسم، وقتی که بسیاری از این پرونده‌ها مثلا مربوط به قصور و تقصیر بانک مرکزی است، لیکن مسأله اینجاست که فساد سخن وقتی زیاد می‌شود، حرف درست هم آن لابه‌لا گم و گور می‌شود! مثل فتنه که خشک و ‌تر را با هم می‌سوزاند!

حقا که گرم باد دم آن ایرانی که وقتی نمی‌داند، بگوید نمی‌دانم! بازیکن تیم‌ملی از باشگاه خود به باشگاه دیگری رفته و ما بدون هیچ اطلاعی از چند و چون ماجرا، همین‌طور فحش است که به مدیرعامل آن تیم می‌دهیم! که چرا نگه نداشت بازیکن محبوب ما را! خدایی خسته نشدیم از این همه فساد در سخن؟! مگر نه این است که اول باید فکر کنیم و بعد سخن بگوییم؟! آنچه دارم می‌نویسم، مع‌الاسف جمهور و رئیس‌جمهور ندارد! اینکه پاسداران حریم امنیت کشور را گاهی با کلام خود می‌رنجانیم، یعنی همین کثرت سخن و قلت فکر! آیا در صورت پختن کلام مدنظر در ذهن، باز هم حاضر می‌شویم به سخن شلوغ؟! و بی‌مدرک و سند؟! نه! این نوشته میل به محافظه‌کاری ندارد، بلکه بنا دارد بگوید قبل از ایراد سخن، ولو سخن حق و با نیت حق، همان به کمی بیندیشیم بلکه شاید به کلامی زیباتر و بیانی شیواتر رسیدیم! باورم هست ژورنالیسم، حکم نمی‌کند که من این متن را اینگونه تمام کنم، لیکن گور پدر ژورنالیسم! بیاییم عهد ببندیم با خدا ناظر بر دقت بیشتر در سخن! ‌ای‌بسا حرف که می‌توان بهتر بیانش کرد! و درست‌تر! و کارشناسانه‌تر! اسلحه را بکشیم روی لسان خود، آیا به حقیقت نزدیک‌تر نیست؟! آیا چون در محیطی مثل اینستاگرام، هم صاحب‌امتیازیم و هم مدیرمسؤول و هم سردبیر و هم ویراستار و هم نمونه‌خوان و هم مصحح و هم نویسنده، حق داریم تا چیزی به ذهن‌مان رسید، منتشرش کنیم؟! پس خطیب جمعه هم باید به شکل مضاعفی متوجه چینش کلمات در جمله‌اش باشد! و آن سخنران پیش از خطبه هم! و آن وزیر هم! و آن وکیل هم! و همین من! و همین شما! پس عهد ببندیم با خدا که این همه رها نباشد زبان‌مان به هر سخنی! و هر مدلی! باور کنیم چند صباح دیگر، بابت همه این حرف‌ها و حرافی‌ها، سوال می‌کنند از زبان‌مان! پس سنجیده‌تر سخن بگوییم! و این همه هم زود قضاوت نکنیم! یا علی!

ما و فیک نیوزها

مصطفی طاهری در خراسان نوشت:

اگر خبرخوان حرفه‌ای هم نباشید کافی است کاربر یک تلفن همراه هوشمند باشید، تا روزانه با ده‌ها خبر درست و غلط در صفحه گوشی‌تان مواجه شوید. با گسترش شبکه‌های اجتماعی، عرصه‌های عمومی برای گفت‌وگو هم تکثیر شده است. مردم دغدغه ها و دیدگاه های خود را با دیگران به اشتراک می گذارند اما لابه لای این اظهارنظرها گاهی شایعات و خبرهای نادرست هم پخش می شوند. اگر در گذشته اخبار و شایعات با سرعت پچ پچ کردن و به صورت نفر به نفر منتشر می شد، امروز سرعت آن به یک کلیک کردن در مقیاس چند میلیون رسیده است. حتی اگر اهل فضای مجازی هم نباشید ،طنین خبرها و شایعات، در فضای حقیقی هم به گوش شما رسیده است. از «دستگیری آقازاده ای با شمش های طلا» و «مجری اختلاس گر» گرفته تا شایعات برای تطهیر قاتل جانی حادثه خیابان پاسداران؛ فرقی نمی کند در همه حوزه ها می توان این دست اخبار را دید. البته رواج خبرهای غیرواقعی(Fake News) تنها منحصر به کشور ما نیست و در سراسر دنیا به عنوان یک معضل مطرح است. براساس نظرسنجی اخیر موسسه گالوپ 73درصد از آمریکایی ها از انتشار اخبار جعلی در رسانه های اجتماعی نگران هستند. به تازگی هم شرکت واتس آپ(از اپلیکیشن های برجسته پیام رسان) از اتخاذ سیاست های جدیدی برای مقابله با اخبار دروغین خبر داده بود. اما پدیده انتشار خبرهای جعلی، در کشور ما با دیگر کشورها کمی متفاوت است. ترویج شایعات و اخبار فیک اگر در  برخی کشورها تنها یک پدیده فرهنگی و اجتماعی است، در کشور ما علاوه بر این، به دلیل برنامه ریزی های رسمی دشمنان، بخشی از یک پروژه سیاسی، امنیتی و یک جنگ واقعی روانی هم هست.

روز گذشته در خبرها آمده بود که چند مقام مطلع آمریکایی در گفت و گو با رویترز از تشکیل کمپینی برای انتقال موجی از اطلاعات اغراق شده و متناقض برای اثرگذاری بر افکارعمومی کشورمان خبر داده بودند. این گزارش رسماً وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی کاخ سفید را به عنوان حامیان و مجریان این طرح معرفی کرد. چند روز پیش هم پایگاه خبری المانیتور در گزارشی با اشاره به استراتژی جدید ترامپ برای فشار به ایران از اتخاذ تصمیم های جدیدی برای حمایت از برخی رسانه های فارسی زبان خبر داده بود. در این گزارش به صراحت آمده است که دولت آمریکا مشخصاً برای دو رسانه «رادیو فردا» و «صدای آمریکا» به ترتیب 6.2 و 12.2 میلیون دلار از کنگره این کشور تقاضای بودجه کرده است. به تازگی هم اعلام شد که دستگاه تبلیغاتی عربستان طی قراردادی با روزنامه انگلیسی ایندیپندنت، قصد دارد پایگاه خبری فارسی زبانش را با جامعه هدف ایران راه اندازی کند. البته این برنامه ریزی ها تازگی ندارد. از ابتدای پیروزی انقلاب با قطع شدن دست زیاده خواه آمریکا و متحدانش از منابع انرژی ایران، هرساله آنان در قالب پروژه های مختلف از بنگاه های خبرپراکنی هم سو با خود حمایت مالی می کنند. بگذریم، از دشمن توقعی جز دشمنی نمی رود اما راهبرد ما برای مقابله با دور تازه عملیات روانی گسترده دشمنان چیست؟ برای مقابله با برنامه ریزی دشمن باید زمینه های شکل گیری این شایعات را شناخت و با آن مقابله کرد.

علاوه بر «اهمیت موضوع»، «ابهام و تعدد روایت»، «تأخیر در اطلاع رسانی»، «نداشتن ارزیابی صحیح» و «بی اعتمادی به منابع و مراجع رسمی» از جمله زمینه های ترویج شایعه در یک جامعه است. برای مقابله با «فیک نیوزها» باید بسترهای رشد آن ها را از بین برد یا کم کرد. اگر جامعه در موضوعی دچار ابهام و سؤال شده است، «تبیین مستدل» و «روشنگری صادقانه و به هنگام» مهم ترین راهبرد جلوگیری از رشد شایعات است. در این زمینه بار اصلی بر دوش صداوسیما، رسانه ها و مطبوعات است. به عنوان مثال اگر «بی.بی.سی» مستندی یک سویه و مغرضانه درباره قطعنامه و پایان جنگ تولید می کند، چرا صداوسیما با اتخاذ راهبرد «روشنگری» آن را به سرعت نقد و بررسی نمی کند؟ اتفاقاً براساس افکارسنجی های صورت گرفته در کشور، اعتماد مردم به اخبار صداوسیما نسبت به سایر منابع اطلاع رسانی بیشتر است و این یک مزیت مهم در رقابت با رسانه های بیگانه است. نتایج یک تحقیق که در شماره 40 فصلنامه فرهنگ و ارتباطات منتشر شده است، نشان می دهد که 62درصد مردم در صورت مواجهه با اخبار متناقض، رسانه ملی را برای آگاهی از اخبار واقعی انتخاب می کنند و 80درصد هم صداوسیما را قابل اطمینان تر از پیام رسان های موبایلی می دانند. به همین دلیل رسالت این نهاد برای جلب بیشتر اعتماد عمومی و پاسخ گویی به شبهات و شایعات بسیار سنگین تر و خطیرتر از سایر رسانه هاست. البته نتایج این تحقیق همچنین نشان می دهد بیش از 94 درصد مردم سرعت انتقال خبر در رسانه ملی را کم و خیلی کم ارزیابی کرده اند که در این حوزه عنصر تعیین کننده ای است.بدیهی است وجود فضای باز و آزاد بحث و مباحثه دیدگاه ها و سلیقه های مختلف در رسانه ملی البته با رعایت چارچوب ها تا حد زیادی می تواند رجوع  مخاطبان به رسانه های بیگانه برای دریافت خبر و تحلیل را کاهش دهد. در کنار مسئولیت رسانه ها، شخصیت ها و نهادها هم در برابر هجمه های بیگانه باید احساس مسئولیت کنند و برای اطلاع رسانی دقیق و موضع گیری در برابر هجمه ها و خبرسازی ها اقدام کنند. اما متأسفانه گاهی برخی از دستگاه ها بدون توجه به سؤالات موجود در افکارعمومی یا با تأخیر زیاد عملاً اجازه رشد و پرورش قارچ های سمی شایعه در اذهان را فراهم می کنند. مثال واضح آن همین دو روز قبل اتفاق افتاد.

در حالی که عکسی از جلسه رأی گیری مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره بازگشت سپنتا نیکنام منتشر شد و با توجه به ترکیب رأی دهندگان تحلیل ها و تفسیرهای متفاوتی در فضای مجازی و حتی رسانه های خارجی روی آن صورت گرفت، مسئولان مجمع و شورای نگهبان با تأخیری 24ساعته اعلام کردند که این عکس ربطی به آن رأی گیری ندارد. آیا این توضیح دیرهنگام می تواند آثار آن همه تحلیل ها و تفسیرهای بعضاً مغرضانه را از بین ببرد؟ بخش مهم دیگری از راهبردهای مقابله با عملیات روانی دشمن مربوط به مردم است. آموزه های دینی ما حکم می کند بدون استدلال و تحقیق یک خبر را نپذیریم: «ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر فاسقی برای شما خبری آورد بررسی و تحقیق کنید تا مبادا گروهی را به نادانی آسیب رسانید، آن گاه از کرده خود پشیمان گردید.»(حجرات:6). بر اساس حکم دین و عقل، در مواجهه با هر خبر باید استدلال و سند درخواست کرد و اگر توانایی تشخیص صحت و سقم خبر را نداریم به خبره و متخصص معتمد رجوع کنیم. بر این اساس «رسانه ها»، «نهادها و شخصیت های مسئول» و «افکارعمومی» در برابر برنامه ریزی جدید دشمن که با هدف ضربه زدن ملت ایران دنبال می شود، مسئولیت ویژه خود را دارند.

پیام‌های مواضع روحانی

صادق زیباکلام در ایران نوشت:

سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران در جمع سفرا و رؤسای نمایندگی‌های خارج از کشور پیام­‌های اساسی را خطاب به رهبران کشورهای جهان در خود مستتر داشت. پیام‌هایی که باید امیدوار بود به درستی مخاطبان خود را بیابد و با آسیب کج‌فهمی مواجه نشود.

در سخنرانی دیروز حسن روحانی یک عبارت بیش از دیگر عبارت‌ها خودنمایی کرد و آن بیان این نکته به ترامپ بود که «جنگ با ایران مادر جنگ‌ها و صلح با ایران مادر صلح‌ها است». این عبارت بیش از آنکه بخواهد از موضعی تهدیدآمیز بیان شود؛ مؤید رویکرد صلح‌جوی ایران است. روحانی با بیان این جمله تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران برای صلح آماده است، اما برای صلح قواعد، شرایط و الزاماتی دارد. به عبارت دیگر، روحانی گفت ایران به دنبال جنگ و درگیری نیست و صلح را به جنگ ترجیح می‌دهد، اما در عین حال اینگونه نیست که انتظار داشته باشید وقتی ما را تحت فشار قرار می‌دهید، ما هم دست‌های خود را بالا ببریم و تسلیم شویم یا شرایط دفاع از خود را نداشته باشیم.

اتمام حجت روحانی با ترامپ و اشاره دوباره او به بستن تنگه هرمز در برابر تهدید به جلوگیری از فروش نفت ایران نیز دیگر وجه بارز سخنان روحانی بود. موضعگیری‌ای که تأثیرات داخلی و خارجی خاص خود را دارد.

در درون کشور چنانکه شاهد بوده‌ایم شخصیت‌های اصولگرا و نیز فرماندهان نظامی از نوع موضعگیری روحانی استقبال کردند. در نتیجه از حیث ایجاد نوعی همگرایی داخلی این نوع موضعگیری مؤثر بود. اما باید به وجه تأثیرات خارجی سخنان روحانی با قدری تأمل و ظرافت نگریست. رئیس جمهوری تلاش کرد با ترامپ اتمام حجت کند، اما رویکرد او در این سخنرانی به گونه‌ای بود که چه بسا نگرانی‌هایی برای میانه‌روهای اروپا، بویژه سران آلمان، فرانسه یا رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا ایجاد کند. مسلم است که امروز اروپا از مواضع ضدایرانی ترامپ حمایت نمی­ کند، اما این امر به معنای همراهی تام و تمام آنان با هرنوع رویکرد از جمله رویکردهای واجد خصلت‌های تندروانه نیست.

این واقعیت مسلم و سخن درستی است که بگوییم «نمی‌شود ایران در محاصره اقتصادی و بحران باشد یا نتواند یک بشکه نفت صادر کند، اما خلیج فارس و خاورمیانه در نهایت ثبات و امنیت باشد.»این خطاب روحانی به ترامپ نیز مسموع است که «شما نمی‌توانید هر جور که دلتان می‌خواهد با ایران رفتار کنید، اما درعین حال انتظار داشته باشید در خاورمیانه آب از آب تکان نخورد.» اما بیان این سخنان منطقی همچنان نیازمند در نظر گرفتن ظرافت‌هایی است. این پیام باید به صورتی مخابره شود که کار را برای ترامپ سخت‌تر کند و دست او را برای تشدید فضای مخرب علیه ایران محدودتر کند. نه اینکه به نفع ترامپ باشد و بر لب‌های نتانیاهو یا پادشاه عربستان لبخند بنشاند. زیرا ایران در مسیر دشوار پیش روی خود، بیش از هر چیز باید تلاش کند از ریختن آب به آسیاب ترامپ خودداری کند. این «آب به آسیاب ترامپ نریختن» یعنی نه تنها به ترامپ اعلام کنیم ایران پرچم سفید بلند نکرده و برای کنار آمدن با تو التماس نمی‌کند، درعین حال به گونه‌ای عمل یا سخن نگوییم که موجب انبساط خاطر مخالفان ایران شود. از این رو، از روحانی انتظار می‌رود هنگام بیان چنین سخنانی، تلاش کند میان خرسند کردن اصولگرایان و جلب همراهی میانه‌روهای اروپا یا میان دوگانه تندروی و منافع ملی، توازن برقرار کند.

البته روحانی این نکته را در سخنان خود و بطور ویژه در مورد کشورهای منطقه مد نظر داشت. او سعی کرد بر این نکته تأکید کند که سیاست ایران در قبال کشورهای منطقه، حتی کشورهایی که روابط خوبی با ایران ندارند، متفاوت از سیاست ایران با امریکاست. او تأکید کرد که ایران خواهان بهبود روابط با امارات، بحرین و عربستان است. این سخن البته سخن جدیدی نیست و مدت‌هاست که از سوی او یا وزیر خارجه تکرار می‌شود. اگر چه رویکرد دولت مبنی بر «منطقه قوی، به جای قوی‌تر در منطقه» تاکنون عملی نشده است و چرایی آن را باید در همگن نبودن موضعگیری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی که از سوی تریبون‌های مختلف از هر دو سو ابراز می‌شود جست‌وجو کرد.

فارغ از این چند نکته، روحانی در سخنان خود نشان داد که سیاست خارجی ایران درک و توانایی این را دارد که بتواند از شکاف‌های موجود در عرصه روابط بین‌الملل بهره بگیرد. چنانکه او در سخنان خود تأکید کرد باید با وجود همه دشواری‌های پدید آمده در دوره ترامپ از فرصت‌های پدید آمده به واسطه او در کاخ سفید هم بهره بگیریم. این یعنی ایران می‌تواند با ادامه سیاست‌های معقول و معتدل خود وگسترش ارتباط با اروپا کار را برای امریکا، نتانیاهو و سعودی‌ها برای منزوی کردن ایران دشوارتر کند و با حفظ موضع صلح‌جویانه خود جنگ را در صفحه شطرنج دیپلماسی به نفع خود تمام کند.

کنترل حساب‌شده تنگه هرمز؟

کیهان برزگر در شرق نوشت:

سیاست اعلامی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در «به صفررساندن» صادرات نفت ایران و اعلام آمادگی سعودی‌ها و اماراتی‌ها برای پرکردن این خلأ نفتی، واکنش حسن روحانی، رئیس‌جمهوری را در پی داشت که «اگر نفت ایران صادر نشود، نفت دیگری هم از منطقه صادر نخواهد شد» که خود اشاره تلویحی به بستن تنگه هرمز است. همین تحول، بحث‌های جدیدی را درباره  استراتژی عملی ایران در تنگه هرمز در شرایط به‌خطرافتادن امنیت اقتصادی کشور به همراه داشته است.  بعضی از دیدگاه‌ها تهدید ایران را بیشتر مبتنی بر نمایش قدرت دانسته و اینکه ایران ممکن است توان لازم برای بستن تنگه هرمز در کوتاه‌مدت را داشته باشد، اما عملا توان نظامی برتر آمریکا که در هر شرایطی خود را متعهد به بازنگه‌داشتن جریان انرژی از این تنگه می‌داند، مانع از تداوم و عملی‌شدن یا تأثیرگذاری مورد نظر این استراتژی ایران می‌شود. ضمن اینکه واکنش نظامی آمریکا مورد حمایت سایر اعضای بین‌المللی مانند اروپا، چین،  هند،  ژاپن و… هم قرار می‌گیرد که به نوعی به واردات انرژی و تبادلات اقتصادی از منطقه خلیج‌فارس وابسته هستند و اینکه ایران به بازماندن تنگه برای صدور کالا و تبادلات اقتصادی خود وابسته است.

دیدگاه دیگر برعکس بر این باور است که ایران در شرایطی که منافع و امنیت اقتصادی خود را در خطر ببیند، تنگه هرمز را می‌بندد و این رویکرد یک سابقه سنتی و کلان استراتژیک در استراتژی دفاعی ایران در خلیج‌فارس است که همواره به‌عنوان یک اصل ثابت استراتژیک قبل و بعد از انقلاب اسلامی بر آن تأکید شده است. بر این مبنا، ایران در  سال‌های اخیر توان دفاعی متقارن و غیرمتقارن را در منطقه به‌شدت افزایش داده و حتی در مواردی تا مرز درگیری مستقیم با نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه، با هدف تأکید بر حق و مسئولیت خود، پیش رفته است. واقعیت این است که اگر ایران امنیت اقتصادی خود را در نتیجه به‌صفررسیدن صادرات نفت خود در خطر ببیند، مطمئنا واکنش نشان می‌دهد. اما هدف اصلی این واکنش بیشتر ورود به یک پویایی جدید در حوزه امنیت انرژی بین‌المللی و بهره‌برداری از امتیاز ژئواستراتژیک خود در تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی است. فراموش نکنیم که ورود به هر بحرانی، ضمن اینکه ریسک‌های خاص خود را به همراه می‌آورد، به نوعی آغازگر یک پویایی جدید در معادلات قدرت و آرایش جدید نقش‌های کشورهاست و به‌هرحال حریف مقابل را وادار به واکنش‌های محاسبه‌شده می‌کند. بر این مبنا، استراتژی واقعی ایران نه بستن کامل تنگه هرمز، بلکه کنترل «حساب‌شده» یا حتی مانع‌شدن از صدور نفت کشورهایی در منطقه است (مشخصا عربستان‌سعودی و امارات متحده عربی) که با مشارکت با ترامپ و رژیم اسرائیل و تهدید به جنگ آشکارا سعی در اخلال در امنیت اقتصادی و به تبع آن برهم‌زدن ثبات و امنیت ملی ایران دارند. ایران چنین سیاستی را در دهه ۱۹۸۰ در جنگ نفت‌کش‌ها هم انجام داده بود که البته ریسک‌های خود از جمله اسکورت نظامی آمریکا از نفت‌کش‌های بعضی از کشورهای متخاصم عربی را در پی داشت. هدف حسن روحانی از اعلام ممانعت از صدور نفت دیگران هم بیشتر تأکید بر استراتژی سنتی ایران در «به‌هم‌پیوسته»بودن امنیت منطقه‌ای است. بر این مبنا، طرح این موضوع در این مرحله به‌درستی بر مبنای تأثیرگذاری سیاسی و پیشگیرانه و نه الزاما تمرکز بر جنبه سخت و نظامی و بیشتر با هدف توجیه حق مشروع کشورها در بهره‌برداری از منافع اقتصادی و امتیازهای ژئوپلیتیک خود در شرایط بحران است. 

توجه داشته باشیم که اتصال امنیت انرژی رژیم‌های عربی متخاصم منطقه به امنیت تنگه هرمز،  می‌تواند یک اهرم بازدارنده باشد و پویایی جدیدی به معادلات منطقه‌ای بدهد. مثلا بازرسی کشتی‌ها به‌تبع هزینه‌های جانبی مانند ریسک بیمه را برای واردکنندگان انرژی از منطقه افزایش می‌دهد. قیمت نفت  افزایش می‌یابد و این نارضایتی افکار عمومی جهانی و شرکت‌های واردکننده نفت و به‌تبع فشار به حکومت‌های آنها را در پی خواهد داشت. یا اینکه شیوع بی‌ثباتی سیاسی‌-امنیتی در منطقه  پایه‌های مشروعیت رژیم‌های عربی حوزه خلیج‌فارس را به چالش می‌کشد.  نکته آخر اینکه حفظ امنیت تنگه هرمز و به دنبال آن امنیت و ثبات خلیج‌فارس بخش مهمی از استراتژی بازدارندگی تدافعی و ثبات و رشد اقتصادی کشورمان است. ایران به‌طور سنتی موضوع امنیت تنگه هرمز را فراتر از بعد منطقه‌ای در قالب ظرفیت‌های امنیت بین‌المللی و با عقلانیت و محاسبات دقیق استراتژیک در نظر می‌گرفته است. اما باید پذیرفت که سیاست به‌صفررساندن صدور نفت ایران اقدامی خصمانه و غیرمشروع در محروم‌کردن یک ملت از منافع اقتصادی و بالطبع برخلاف منشور ملل متحد و همه قواعد بین‌المللی است. در چنین شرایطی، بهره‌برداری از امتیاز ژئواستراتژیک «کنترل حساب‌شده» تنگه هرمز به ضرر منافع کشورهای متخاصم یک «دفاع مشروع» به حساب می‌آید.

باور کنیم او در خدمت ماست

«عبدالله گنجی» در «جوان» نوشت:

تحریم پدیده زشت و به دور از انسانیت و ماحصل تفکری است که توسعه مادی را منهای اخلاق آموخته است. همانگونه که جنگ پدیده‌ای زشت‌تر و نکوهیده‌تر است. اما در همان جنگ خانمان‌سوز به مدارجی رسیدیم که امام جبهه را دانشگاه و جنگ را نعمت دانستند و فرمودند: «هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم.»

از هر منظر و زاویه‌ای به رفتار و مواضع دولتمردان فعلی امریکا می‌نگریم احساس می‌کنیم آنان مأمور اثبات حقانیت و مدعای ۴۰ ساله جمهوری اسلامی ایران هستند. حس می‌کنیم آنان مأمور «معتبرسازی» منطق جمهوری اسلامی هستند؛ منطقی که می‌رفت با ادا و اطوار تیم قبلی امریکا که پنبه را جایگزین شمشیر نشان می‌داد، آسیب ببیند.

با فضایی که تجدیدنظرطلبان از یک سو و ناکارآمدی بخش‌هایی از حاکمیت از سوی دیگر آفریده بودند، کم‌کم در حال جابه‌جا شدن جایگاه جلاد و شهید در روابط بین امریکا و ایران بودیم، اما ترامپ مأمور است هر کس را سر جای خودش نشان دهد. به سخنان امام و رهبری و تفسیری که از امریکا ارائه کرده‌اند بنگرید و آن مواضع را در میدان عمل با رفتار هیئت حاکمه امروز امریکا انطباق دهید، آیا جز این است که آنان مأمور مستند کردن مدعای جمهوری اسلامی ایران هستند؟ ما مدعی بودیم که خوی آنان خوی نظام سلطه است و قانون جنگل بر جهان حاکم است. ترامپ با زدن لگد زیر امضای دولتمردان امریکا و سوار شدن بر دروغ و اغراق این را ثابت کرد.

ما مدعی بودیم امریکا به دنبال دموکراسی در جهان نیست بلکه منافع خود را در حمایت از دیکتاتورها می‌داند و اکنون با قراردادهای میلیاردی با دیکتاتورهای بدوی این را ثابت کرد. ما می‌گفتیم امریکا میانجی بی‌طرفی برای مسئله فلسطین نیست، با انتقال سفارتش به قدس و همچنین تصویب قانون «دولت یهود» این را ثابت کرد. ما مدعی بودیم منطق، حقوق و اخلاق بر دولتمردان امریکا حاکم نیست، با دروغ‌های علنی، جنگ اقتصادی با چین، اروپا، کانادا و مکزیک این را به اثبات رساند و دیگران نیز با حداکثر تعجب در کنار ما قرار می‌گیرند. ما می‌گفتیم قوانین و نهادهای بین‌المللی ابزار نظام سلطه‌اند و تا زمانی محترمند که در خدمت آنان باشند.

ترامپ با خروج از برجام، یونسکو، مجمع حقوق بشر سازمان ملل و معاهده پاریس این را ثابت کرد. ما معتقد بودیم آنان نژادپرست هستند. ترامپ در نحوه مواجهه با مهاجران و فرزندان آنان این را ثابت کرد. ما اصرار داشتیم که مسئله امریکا رهبری ایران نیست، بلکه ملت ایران است و اصلاح‌طلب- اصولگرا نمی‌شناسد، اما برخی در ایران تلاش کردند بگویند ما امریکا را و امریکا ما را درک می‌کند.

اما ترامپ ملت ما را تروریست نامید و چنان حمله‌ای را آغاز کرد که مسئولان کشور متوجه شدند او هیچ کس را به رسمیت نمی‌شناسد و اینچنین ترامپ یکی از عوامل مهم وحدت ماست. سخنان روحانی در جمع سفرا را بنگرید. چه چیزی او را در هیبت یک انقلابی ظاهر کرد؟ این هیئت حاکمه امریکاست که چنین خدمتی را به ما می‌کند، البته جمهوریخواهان همیشه با حماقت حرکت کرده‌اند و ما از حماقت آنان بهره جسته‌ایم. دشمن خونی ما (صدام) را برداشتند و پس از ۴ هزار و ۳۰۰ کشته نظامی، دوستان انقلاب اسلامی در عراق روی کرسی قدرت قرار گرفتند و آنان با خفت و خواری و دست خالی عراق را ترک کردند. آنان قاتلان دیپلمات‌های ما در افغانستان را نیز سرنگون کردند و آن هم خدمت دیگری بود.

در بدو این نوشته آورده شد که تحریم بسیار بد است، اما بپذیریم یک کشور نفتی مثل ایران از «تنبلی خلاقیت» رنج می‌برد و گذشته ما ثابت می‌کند که خلاقیت ما در روزهای سخت متولد می‌شود. به موشکی و هسته‌ای، خودکفایی بنزین و… بنگرید تا این مهم را دریابید. در مسائل کوچک‌تر مثل روغن نباتی هنوز وابسته‌ایم چراکه برای تحریم آن احساس خطر نکرده‌ایم و به خلاقیت نیاز نداشته‌ایم.

ترامپ مأمور پیدایش بسیاری از ظرفیت‌های خفته ما در ایران است. در شرایط سخت ظرفیت‌ها بهتر دیده می‌شود و برای برون‌رفت از گردنه‌ها کفش‌های مطمئن‌تری می‌پوشیم و قدرت ایستادگی و مقاومت را افزایش می‌دهیم. منطق ترامپ زیرساخت وحدت مضاعف ملت ماست. باور کنیم اگر وحدت کلمه درباره منشأ مشکلات را با تحرک اقناع‌کننده دولت آمیخته کنیم، در زمستان امسال فریاد الله اکبر ملت ایران که نماد پیروزی است در شامگاهی از پشت‌بام‌ها و قله‌های این سرزمین به آسمان برخواهد خاست و داغ حلاوت براندازی را بر دلشان خواهیم نهاد.

آن روز نوکرانشان در منطقه نیز لنگ‌های خود را خواهند انداخت و رذالت خود را در مقابل رژه ما خواهند دید. امروز نیز روشنفکران غرب‌باور که «دشمن» را «دیگری» می‌پنداشتند که می‌شود با آن «داد و ستد» کرد، زمینگیر شده‌اند و همه آنچه آورده شد نشانی از تحقق وعده و نصرت الهی است که حضرت امام به عنوان بنیانگذار این بنیاد رفیع به آن یقین داشتند.

آینده اینترنت در جهان اسلام

آینده اینترنت در جهان اسلام

چکیده

مقایسه وضعیت برنامه ریزی و استفاده جهان اسلام در مقایسه با کشورهای حوزه اتحادیه اروپا، نشان دهنده فقدان درک صحیح در سازمان همکاری های اسلامی در برنامه ریزی جهت استفاده از بستر اینترنت برای پیشبرد اهداف خود و پیشرفت و توسعه در کشورهای عضو است. از سوی دیگر، مطالعه وضعیت موجود نشان می دهد که تاکنون هیچ نگاه جامعی در این خصوص وجود نداشته که نتیجه آن، چیزی جز از دست رفتن فرصت ها و روبه رو شدن با مشکلات عدیده، از جمله تروریسم سایبری و عدم توازن در توسعه کشورهای اسلامی در مقابل سایر کشورها، نخواهد بود. این مقاله، به افق های آتی که در بستر اینترنت پیش روی جهان اسلام قرار دارد، به اختصار اشاره می نماید.

کلیدواژگان: اینترنت اسلامی، آینده اینترنت، اسلام و اینترنت.

مقدمه

آینده اینترنت در جهان اسلام، مقوله ای است که تاکنون کمتر به آن اندیشیده شده و در برنامه ریزی های کشورهای اسلامی به آن پرداخته شده است؛ اما با نگاهی گذرا می توان عوامل متعددی را در اهمیت این مسئله ذکر نمود؛ عواملی نظیر: تعداد بسیار زیاد مسلمانان و تنوع قومیت ها و زبان و پراکندگی بلاد اسلامی در چهار قاره جهان و نیاز روزافزون این جامعه بزرگ جهانی به برقراری ارتباطات پایدار و بسترهای مناسب استفاده اقتصادی، اجتماعی، علمی و انتقال تجربیات، دلایل محکمی در اهمیت پرداختن به موضوع استفاده از بستر اینترنت جهت پیشبرد اهداف امت اسلامی و رسیدن به وحدت اسلامی است.

از سوی دیگر، مطالعه آینده، امری بسیار دشوار و دارای روش های علمی و دقیق است و این نکته را که اینترنت در جهان اسلام در 10 سال آینده چگونه خواهد بود، مطالعه ای زمان گیر و سخت می باشد. ازاین رو، موضوع مورد بحث ما این نیست که اینترنت در جهان اسلام در سال های پیش رو چگونه خواهد بود، بلکه به این پرداخته خواهد شد که اینترنت در جهان اسلام در سال های آینده چه مسیرهایی را می تواند طی نماید؛ فرصت هایی که نشناختن و نپرداختن به آن، شاید در آینده تبدیل به تهدیدهای بزرگی برای جهان اسلام گردد.

تذکر این نکته بجاست که مسلماً همگرایی در شکل دادن جامعه اسلامی به اینترنت اسلامی، تنها وابسته به برنامه ریزی مسئولان کشورهای اسلامی نیست و نخبگان مسلمان می توانند نقش بسیار مؤثر و پیش برنده ای را در این زمینه ایفا نمایند.

برای آینده اینترنت اسلامی چه باید بکنیم؟

1. سازمان همکاری های اسلامی

با توجه به اهداف ذکرشده در تأسیس سازمان همکاری های اسلامی (OIC: Organization of the Islamic Cooperation) یعنی ارتقای همبستگی اسلامی میان کشورهای اسلامی و ایجاد جوی به منظور رشد همکاری و تفاهم میان کشورهای اسلامی، سازمان همکاری های اسلامی مهم ترین سازمان اسلامی است که با دارا بودن 57 کشور عضو، از 4 قاره جهان عضو دارد (همشهری آنلاین، 1386).

اما متأسفانه، عدم درک صحیح سازمان همکاری های اسلامی (کنفرانس سران کشورهای اسلامی)، به عنوان بزرگ ترین اجتماع بین المللی اسلامی از برنامه ریزی در ارتقای همکاری های اینترنتی را می توان جزء نواقص اجلاس برگزارشده توسط این سازمان دانست. گرچه این سازمان تاکنون مصوباتی در خصوص همکاری هایی نظیر تشکیل خبرگزاری مشترک کشورهای اسلامی یا پایه گذاری اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی داشته است، اما در خصوص ایجاد سنگ بنای همکاری های مبتنی بر وب، هیچ اقدام ویژه ای صورت نپذیرفته است.

2. اتحادیه اروپایی و اینترنت

در مقابل سازمان همکاری های اسلامی، می توان تلاش های اتحادیه اروپا در به خدمت گیری اینترنت برای پیشبرد اهداف کشورهای عضو این اتحادیه یاد نمود؛ اتحادیه ای که گرچه به ظاهر رویکردی سکولار داشته و همگرایی کشورهای این حوزه برمبنای دین نیست، اما به واقع، عملکرد این سازمان در اعطای عضویت به ترکیه، تشبیه آن را به کلوپ کشورهای مسیحی سبب شده است. (عباسی اشلقی و نقدی نژاد، 1385).

فعالیت اتحادیه اروپا در زمینه اینترنت، دارای شش محور اصلی می باشد که عبارت اند از: تجارت الکترونیک و ایجاد مشاغل اینترنتی، سلامت الکترونیک و سالمندی، زندگی هوشمند، خدمات عمومی، امنیت و حفظ حریم خصوصی، و محتوا و رسانه (European commission, 2015).

برخی از اقدامات این اتحادیه در این زمینه، شامل موارد ذیل است:

– قانون گذاری جامع اتحادیه اروپایی برای حفاظت از داده های کاربران؛
– قانون گذاری و گسترش استفاده از اینترنت ماهواره ای؛
– ارائه و پیگیری طرح هایی نظیر مرزکشی اینترنتی اروپا (تعریف دروازه های ورود مشخص و سانسورینگ دولتی)؛
– سرمایه گذاری در زمینه افزایش کیفیت ارائه خدمات هاستینگ و پردازش ابری در اروپا؛
– سرمایه گذاری کلان در پروژه اینترنت 2 (Future Internet)؛
– تقویت پهنای باند اروپایی؛
– قانون گذاری و هدایت اپراتورهای مخابراتی و ارتباطی؛
– طرح های کلان پژوهشی، نظیر Open Internet و Open science.

3. سند راهبرد دیجیتال اتحادیه اروپا

در سند «دستور کار راهبرد دیجیتال اروپا در افق 2020» آمده است که این دستورالعمل، به عنوان یکی از هفت پایه اصلی سند راهبردی اتحادیه اروپا در افق 2020 جهت به کارگیری فناوی اطلاعات و ارتباطات در راستای پرورش رشد، نوآوری و پیشرفت در مجموعه کشورهای اتحادیه اروپا ارائه می گردد (Digital Agenda for Europe, 2015).

عناوین اصلی این سند، عبارت اند از:

– دستیابی به بازارهای دیجیتال جهانی؛
– افزایش قابلیت های همکاری و استاندارسازی همکاری بین اعضا؛
– تقویت اعتماد آنلاین و امنیت؛
– ترویج دسترسی سریع و قوی برای همه؛
– سرمایه گذاری در تحقیق و نوآوری؛
– ترویج سواد دیجیتال و افزایش مهارت ها.

شکی نیست که توانایی های موجود در جهان اسلام، بسیار گسترده تر از آن چیزی است که اتحادیه اروپا دیروز برای آن برنامه ریزی کرده و امروز درصدد پررنگ کردن نقش آفرینی خود و گرفتن سهم هرچه بیشتر از این عرصه است. بنابراین، بجاست که نخبگان کشورهای اسلامی و مسئولان این کشورها، هرچه سریع تر به خود آمده و در این زمینه اقدامات مشترکی را انجام دهند.

آینده اینترنت اسلامی چگونه خواهد بود؟

1. افزایش دسترسی تعداد مخاطبان مسلمان به اینترنت

طبق یکی از پژوهش ها که در سال ۲۰۱۰م انجام پذیرفت، ۱٫۶۲ میلیارد نفر مسلمان در جهان وجود دارند که ۲۳٪ از جمعیت جهان را تشکیل می دهند (Pew Research Center, 2011). برمبنای آمارهای به دست آمده در این سال، 31 درصد از مسلمانان (بیش از 500 میلیون نفر)، به اینترنت دسترسی داشته اند (حسینی، 1391)، و این در حالی است که در سال 2000م رقم دسترسی به اینترنت مسلمانان، 15.6 درصد بوده (محسنیان راد، 1382)؛ یعنی در طی این 10 سال، رشد بیش از دو برابری را تجربه کرده است.

طبق آمارهای مؤسسه پیو، مسلمانان بیشترین رشد را از نظر تعداد در بین معتقدان به ادیان خواهند داشت. گفته می شود تا سال 2025م تعداد مسلمانان جهان، به رقم 1.9 میلیارد نفر نزدیک می شود.

با توجه به سرعت بالای گسترش فناوری های ارتباطی، هیچ بعید نیست که درصد دسترسی به اینترنت مسلمانان تا این سال، به بالای 50 درصد و تعداد 1 میلیارد کاربر مسلمان اینترنتی برسد.

2. اجرایی شدن شبکه های ملی اطلاعات در کشورهای اسلامی

یکی از عناصر مهم در کنترل و نظارت دولت ها در استفاده از اینترنت را می توان در اجرایی نمودن شبکه ملی اطلاعات در سطح کشورها دانست. در حال حاضر، کشورهای پیشرو در جهان با هدف حفظ فرهنگ بومی و ملی خود و تأمین امنیت اطلاعات و افزایش امکان کنترل پذیری اینترنت در کشورهایشان، اقدام به راه اندازی شبکه های ملی اطلاعات نموده اند.

– ایران:

جمهوری اسلامی ایران، یکی از کشورهای پیشرو در جهان اسلام در این زمینه بوده است و با فرمان مقام معظم رهبری در سال 1390ش، شورای عالی فضای مجازی تشکیل گردیده که یکی از مهم ترین وظایف آن، طراحی و اجرایی سازی شبکه ملی اطلاعات بوده است.

به نظر می رسد که طی ده سال آینده، طرح های این مرکز به ثمر خواهد نشست و شاهد اجرایی شدن شبکه ملی اطلاعات در داخل کشور خواهیم بود.

– مالزی:

کشور مالزی، به عنوان یک کشور در حال توسعه توانسته با تکیه بر سند چشم انداز 30 ساله خود، در حیطه زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، به موقعیت مناسبی در سطح جهان دست یابد که یکی از دلایل این امر را می توان در سیاست های دولت پیرامون واگذاری بخشی از این زیرساخت ها به بخش خصوصی جست وجو کرد.

مالزی تلاش کرده تا مجموع بهای بازار فناوری اطلاعات در سطح داخلی خود را از 3/3 میلیارد دلار در سال 2006م به سقف 5/5 میلیارد دلار در سال 2011 م برساند. جنبش فناوری اطلاعات و ارتباطات مالزی از سال 1991 در دستور کار دولت این کشور قرار گرفت و بر اساس آن، مقرر شد که تا سال 2020 م موقعیت مالزی تا سطح کشورهای توسعه یافته ارتقا پیدا کند (مرکز پژوهش های مجلس، 1386). مسئولان مالزی در مورد امنیت فناوری اطلاعات بسیار حساس بوده و همواره از مشاوران درجه یک در سطح جهان بهره می گیرند. با توجه به فراهم بودن امکانات مناسب زیرساختی، برنامه شبکه ملی اطلاعات این کشور، بسیار زودتر از سایر کشورهای اسلامی به نتیجه خواهد رسید.

– ترکیه:

ترکیه، جزء کشورهای پیشرو در زمینه تعداد مشترکان اینترنت است. تعداد کاربران اینترنت در ترکیه در سال 2009م به بیش از 24.5 میلیون نفر رسیده است. هم اکنون 250 شرکت در زمینه ارایه اینترنت پرسرعت در این کشور فعالیت می کنند. میزان نفوذ تلفن همراه با 65.8 میلیون خط در سال 2010 م، به بیش از 84 درصد رسیده است.

این کشور برای حضور مؤثر در بازارهای تجارت الکترونیک، برنامه ریزی های وسیعی را انجام داده است. انتظار می رود ترکیه نیز به زودی به سوی ایجاد شبکه ملی اطلاعات در این کشور گام بردارد.

با در نظر گرفتن وضعیت مناسب کشورهای پیشرو اسلامی در عرصه فناوری اطلاعات، نظیر: ایران، مالزی، ترکیه، اندونزی، مصر، الجزایر، و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، هیچ بعید نیست در آینده نزدیک شاهد حرکت سریعی در حوزه ایجاد شبکه ملی اطلاعات در سطح این کشورها باشیم.

3. طراحی و اجرایی سازی پروتکل اتصال شبکه های ملی کشورهای اسلامی

هم افزایی در کشورهای اسلامی، در صورت کنار گذاشتن اختلافات طایفه ای و مذهبی، خواهد توانست که زمینه اتصال شبکه های اینترنت داخلی کشورهای اسلامی را در قالب یک پروتکل مشترک فراهم سازد. چنین قراردادی، زمینه هاب شدن کشورهای پیشرو اسلامی و ارائه خدمات به سایر کشورها را فراهم می آورد.

این پروتکل می تواند در زمینه های زیر نقش آفرین بوده و مشکلات بسیاری را از جهان اسلام حل نماید؛ از جمله:

– بانکداری الکترونیک و تبادلات دیجیتال بانکی؛
– توسعه تجارت الکترونیک و رفع موانع تجارت؛
– شبکه علمی دانشگاه های اسلامی؛
– کاهش هزینه پهنای باند تبادلی بین کشورها؛
– ارائه خدمات هاستینگ و پشتیبانی بانک های اطلاعاتی؛
– اتصال بنگاه های خبر در کشورهای اسلامی؛
– آی پی مدیا و آی پی تی وی؛
– ارائه خدمات عمومی، نظیر: خدمات کنسولی، گردشگری و گمرکی؛
– شبکه بهداشت و سلامت عمومی؛
– ایجاد بانک مشترک اطلاعات شهروندان مسلمان؛
– توسعه خدمات حمایت تأمین اجتماعی کشورهای اسلامی.

البته این نکته را باید در نظر داشت که شکل گیری چنین پروتکلی با توجه به وابستگی بخش قابل توجهی از کشورهای اسلامی به جهان غرب و کارشکنی کشورهای سلطه طلب در تحقق چنین هدفی، بسیار سخت خواهد بود؛ اما می توان انتظار داشت کشورهای پیشروی اسلامی با حرکت به سوی همگرایی در این حوزه، گام های اولیه در این زمینه را بردارند.

4. اتصال بانک های اطلاعاتی دانشگاه ها و حوزه های اسلامی

در سال های آتی، با آسان سازی برقراری ارتباط بین دانشگاه ها و حوزه های اسلامی، انتظار می رود تعاملات تحت وب نیز بین این مراکز علمی افزایش یافته، کم کم زمینه اتصال و سرویس دهی بانک های اطلاعاتی منابع علمی جهان اسلام به یکدیگر فراهم شود.

در حوزه علوم اسلامی، مراکز علمی نظیر: جامعه المصطفی، دانشگاه ادیان، دانشگاه قرآن و معارف اسلامی و حوزه های علمیه، به صورت تخصصی در این زمینه نقش آفرین خواهند بود و خواهند توانست با مراکز مهمی مثل دانشگاه الازهر و دانشگاه ام القری ارتباط برقرار نمایند.

در حوزه فنی نیز دانشگاه هایی مثل دانشگاه تهران و صنعتی شریف می توانند با مراکز علمی مالزی و ترکیه و سایر کشورها ارتباط و همکاری داشته باشند.

دانشگاه های آنلاین، نقش بسیار مؤثری در این زمینه خواهند داشت.

5. ادامه روند دیجیتالی سازی محتوا

آنچه تاکنون در دیجیتالی سازی محتوای اسلامی انجام شده، تنها توانسته بخشی از محتوای علمی تولیدشده در جهان اسلام را پوشش دهد. با توجه به روند خوبی که در پیش گرفته شده است، در سال های پیش رو این روند همچنان ادامه پیدا نموده، تمامی محتواهای تازه تولیدشده و بخش بیشتری از محتوای علمی اسلامی میراث گذشتگان، به صورت نسخه دیجیتال در دسترس قرار خواهد گرفت.

حرکت در جهت دیجیتالی نمودن منابع علمی، تلاشی است در جهت رفع محدودیت هایی که منابع کاغذی به آن مبتلا هستند. مزایا و ویژگی های دیجیتالی سازی منابع، عبارت اند از (حسینی، 1390):

– امکان جست وجوی سریع و طبقه بندی شده اطلاعات؛
– کاهش هزینه های تولید و چاپ منابع؛
– عدم نیاز به فضاهای فیزیکی، نظیر انبارها و کتابخانه ها؛
– دسترسی آسان به نسخه های متعدد و به روز منابع؛
– تسریع در اصلاح و یا انتشار ویرایش جدید؛
– سهولت انتقال و تبادل منابع.

مراکزی نظیر مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی و برخی از مراکز مشابه در ایران و کشورهای عربی، به بانک های بزرگ محتوای دیجیتال اسلامی بدل خواهند شد.

استاندارد دیجیتال سازی، از مهم ترین اصول تولید محتوای دیجیتال (رقمی)، به خصوص در فرآیند اسکن و تایپ است و معیاری برای تهیه تصاویر و سنجش کیفیت محتوای تولیدشده ارائه می دهد. این استاندارد، علاوه بر تعریف ویژگی های تبدیل مواد کتابخانه ای از آنالوگ به دیجیتال، ابزارها و شیوه های آن را نیز مورد بررسی قرار می دهد (فارس، 1391). تعریف استانداردها، در روند دیجیتالی سازی، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و لازم است که در این زمینه، هماهنگی بین مراکز فعال صورت پذیرد و در آینده به استانداردی نظیر استاندارد مشترک ارائه شده گوگل و مایکروسافت (open content) برسیم.

ثمره این اتفاق، تشکیل کتابخانه های عظیم محتوای دینی است که در قالب های مختلفی دیتای مورد نیاز پژوهشی و مطالعاتی اسلامی را در دسترس قرار خواهد داد.

تجمیع توان مراکز فعال در این حوزه، قطعاً به تقسیم کار بهتر، پرهیز از موازی کاری و تولید محصولات و خروجی مطلوب تر منجر خواهد شد.

6. فراوری اطلاعات با پردازش هوشمند متون اسلامی

پیشرفت های به دست آمده در دانش داده کاوی متون مرزهای علمی را جابه جا خواهد نمود و امکان به کارگیری مستقیم ماشین در تولید علم را فراهم خواهد نمود.

فناوری های فرآوری داده ها و پردازش هوشمند متون، از جمله دانش داده کاوی، به ما این امکان را می دهد که بتوانیم الگوها، مدل ها و ارتباط میان عناصر مختلف در پایگاه داده های علمی را شناسایی نماییم تا دانش نهفته در داده ها را کشف کرده، در نهایت، این یافته ها را به دانش کاربردی و اطلاعات جدید تبدیل کنیم.

کاهش هزینه های تأمین منابع و جست وجو در میان این منابع، مدیریت زمان و استفاده بهینه از وقت، از جمله مزایای به کارگیری فناوری پردازش هوشمند متون است.

کارشناسان معتقدند به کارگیری رایانه موجب خواهد شد که بیش از 70% وقت محققان از حوزه جست وجو، داده کاوی و شناسایی منابع، آزاد گردیده و به بخش پژوهش و تولید علم اضافه گردد. این، بدان معناست که در نتیجه به کارگیری این فناوری ها، سرعت تولید علم سه برابر شده و اختصاص زمان برای منبع یابی و داده کاوی، به یک چهارم کاهش یافته است (حسینی، 1390).

در سال های آینده، با پیشرفت الگوریتم ها و بهینه سازی روش ها، بیش از پیش شاهد ارتقای کیفی تولیدات اسلامی و آسانی پژوهش خواهیم بود.

7. ارائه خدمات نرم افزاری نامحدود با گسترش خدمات پردازش ابری

یکی از مسیرهایی که اینترنت در حال طی نمودن است و به زودی آثار آن وارد فضای اینترنت اسلامی خواهد شد، به کارگیری خدمات پردازش ابری است.

با استفاده از پردازش ابری، محدودیت هایی نظیر وابستگی نرم افزارها به سیستم عامل و سکو (ابزارهای کار با سیستم عامل مثل رایانه شخصی، موبایل و تبلت) و نیاز به ذخیره اطلاعات بر روی هارد شخصی، از بین خواهد رفت و افراد این امکان را خواهند داشت با هر سکویی (اعم از رایانه شخصی، تبلت و موبایل) و با هر سیستم عاملی (اعم از ویندوز، اندروید و مک)، به نرم افزار مورد نیاز دسترسی داشته و اطلاعات مربوط به استفاده های شخصی خود را در لاگ پروفایل خویش ذخیره نمایند.

انتظار می رود که در سال های پیش رو، هم در عرصه خدمات دهندگان سرویس های پردازش ابری و هم در عرصه استفاده کنندگان این عرصه، شاهد رشد چشم گیری باشیم.

8. توسعه خدمات اینترنتی اسلامی

ارائه سرویس های اینترنتی که ضرورت های مذهبی اسلامی در آنها رعایت نمی شوند، باعث شکل گیری نسخه های اصلاح شده این خدمات که الزامات مورد نظر مسلمانان را تأمین نماید، می شود. می توان انتظار داشت که فضای اینترنتی جهان اسلام، شاهد شکل گیری و رشد خدماتی اسلامی نظیر: خبرگزاری مشترک اسلامی، موتور جست وجو، سرویس ایمیل و شبکه های اجتماعی اسلامی چند ملیتی باشد.

9. بسط محتوایی گفتمان اسلامی

سال های آینده، دوره شنیده شدن حرف های جهان اسلام در فضای اینترنت خواهد بود و محتوای اسلامی، بیش از دوره های قبلی کاربردی خواهد شد. به نظر می رسد، شاید مهم ترین حوزه های محتوایی که جهان اسلام در سال های آینده با آن مواجه خواهد بود، آموزش مجازی اسلامی (حوزه های علمیه آنلاین)، بسط گفتمان مهدویت و ترویج سبک زندگی اسلامی خواهد بود.

– حوزه های علمیه آنلاین:

می توان انتظار داشت که در سال های پیش رو، حوزه های دینی آنلاین از دل مسائل مختلف فضای اینترنت سربرآورده و به نشر معارف الهی بپردازند. علاوه بر مزایایی که برای آموزش مجازی در حوزه عمومی ذکر می شود، حوزه های دینی آنلاین دارای مزایایی که در ادامه ذکر می شوند، هستند (حسینی، 92):

– ایجاد امکان دسترسی وسیع برای علاقه مندان به حوزه های علمیه؛

– تمرکززدایی از مراکز مذهبی؛

– توسعه حوزه فراگیران علوم دینی؛

– عمومی شدن آموزش معارف دینی.

علاوه بر این، استفاده از شیوه آموزش مجازی در ترویج معارف اسلامی، امکان بازخوردگیری از نیازهای مخاطبان را برای مدیران حوزه های علمیه در سراسر بلاد اسلامی فراهم می نماید.

– بسط گفتمان مهدویت:

افزایش گرایش های موعودطلبانه در جهان اسلام، باعث بسط بیش از پیش این گفتمان در اینترنت خواهد شد. تشنگان حقیقت در کشورهای اسلامی، با رسیدن به درکی صحیح از راه نجات، علاقه بیشتری در دانستن این حقایق نشان خواهند داد. تعلل در آماده سازی محتوا، متناسب با نیازهای مخاطبان گسترده، با عقاید، قومیت ها و زبان های مختلف، به معنای از دست دادن فرصت در این عرصه خواهد بود.

مسلماً دشمنان فرهنگ مهدوی نیز با استفاده از بستر اینترنت، با ترویج گفتمان مخالف و ایجاد شبهات، تخریب موعود، ترویج خرافه و عرفان های دروغین، سعی در خدشه دار نمودن گفتمان ناب و اصیل مهدوی خواهند داشت.

– سبک زندگی اسلامی:

بریدن جهان غرب از سبک زندگی غربی و ظهور نشانه های گرایش به اسلام، می طلبد تا مسلمانان بیش از هر زمان دیگری، جهت شناخت بهتر فرهنگ اسلامی و بازگشت به سبک زندگی اسلامی اقدام نمایند.

سبک زندگی اسلامی را باید نتیجه و وظیفه انقلاب اسلامی در راه ساختن مجدد تمدن اسلامی دانست. اسلام، دینی پویاست و بستر فراهم شده در اینترنت این امکان را فراهم نموده است تا علاوه بر تعامل مسلمانان در احیای سبک زندگی اسلامی، الگویی جامع نیز برای دل زدگان از سبک زندگی غربی ارائه گردد.

10. نبردهای سایبری پیروان حق و باطل

اتفاقی که نمی توان آن را نادیده گرفت، تفرقه ایجادشده بین صفوف مسلمانان توسط دشمنان و برادرکشی هایی است که روزبه روز بر دامنه آن افزوده می شود.
با گسترش مبارزه با تروریسم و خارج شدن امکان تحرک بیشتر این گروه ها، به نظر می رسد بخشی از مبارزه تکفیریون به فضای وب منتقل خواهد شد و گروهک های تکفیری با تشکیل تیم های سایبری، در صدد ضربه زدن به دشمنان خود و عقده گشایی برخواهند آمد. در مقابل نیز گروه هایی از مدافعان جبهه حق تشکیل خواهند شد که به مبارزه با آنان خواهند پرداخت.

این مسئله، با توجه به روند استفاده رو به گسترش از فناوری اطلاعات، می تواند برای کشورهای اسلامی نگرانی های وسیعی را ایجاد نماید که باید برای مقابله با آن، هرچه سریع تر راه چاره ای اندیشیده شود.

منابع:

1. (دسترسی در: 25/2/1394): «آشنایی با سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) ». پایگاه همشهری آنلاین: hamshahrionline.ir.
2. عباسی اشلقی، مجید و حسن نقدی نژاد. (دسترسی در: 25/2/1394): «چشم انداز عضویت ترکیه در اتحادیه اروپایی». پایگاه مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام: csr.ir.www

3. (12/5/2015). “Digital Agenda in the Europe 2020 strategy”. Digital Agenda for Europe: http://ec.europa.eu/digital-agenda/en/digital-agenda-europe-2020-strategy
4. (12/5/2015). “Digital for Europe”. European commission: http://ec.europa.eu/digital-agenda/en/digital-europe
5. (2/5/2015). “Christian Population as Percentages of Total Population by Country”. Global Christianity. Pew Research Center. Retrieved 22 December 2011: http://www.pewforum.org/2011/12/19/table-christian-population-as-percentages-of-total-population-by-country

6. حسینی، محمد مصطفی. «شیعیان و بهره مندی از اینترنت». نشریه آموزشی اطلاع رسانی معارف. ش 94. (اردیبهشت 1391).
7. محسنیان راد، محسن. 1382. وضعیت انسان مسلمان در جهان معاصر (بررسی وضعیت مسلمانان در مقایسه با پیروان سایر ادیان)؛ مجموعه مقالات همایش جهان شمولی اسلام و جهانی سازی. مجمع تقریب مذاهب اسلامی.
8. (1386): «چشم انداز توسعه دانش و فناوری اطلاعات و ارتباطات در مالزی». مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی: www.rc.majlis.ir
9. (دسترسی در: 25/2/1394): «بومی سازی استانداردهای دیجیتالی سازی». فارس نیوز: Farsnews.ir.www
10. حسینی، محمدمصطفی. «بسترسازی الکترونیک در بومی سازی علوم انسانی». نشریه آموزشی، اطلاع رسانی معارف. ش 86. (مرداد 1390).
11. حسینی، محمدمصطفی. «پایگاه های آموزش مجازی اسلامی». فصلنامه ره آورد نور. ش 45. (زمستان 1392).

نویسنده:

محمد مصطفی حسینی

فصلنامه ره آورد نور- شماره 50.

انتهای متن/

تکذیب ناآرامی در داراب بر سر آب

تکذیب ناآرامی در داراب بر سر آب

خبرگزاری ایرنا: معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری فارس با اشاره به انتشار برخی مطالب در شبکه های مجازی مبنی بر وجود ناآرامی در شهرستان داراب گفت: هیچگونه تنش و یا ناآرامی در این شهرستان رخ نداده و این موضوع صحت ندارد.

هادی پژوهش جهرمی، شامگاه یکشنبه در گفت و گویی افزود: برخی از افراد در پی ایجاد هیاهوی بی مورد در جامعه هستند و باید هوشیار بود که با انتشار چنین مطالبی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، افکار عمومی به سمت و سوی اینگونه اخبار غیر واقعی هدایت نشود.

تکذیب ناآرامی در داراب بر سر آب

ظرف چند ساعت گذشته در برخی از شبکه های اجتماعی مطالبی در مورد بروز تنش هایی در مناطقی از شهرستان داراب انتشار یافت.

برخی از این شبکه ها ادعا کردند ناآرامی های داراب در اعتراض به نبود آب رخ داده است.

ناآرامی در شهرستان داراب؟/ معاون استاندار فارس: صحت ندارد

آفتاب‌‌نیوز : هادی پژوهش جهرمی،افزود: برخی از افراد در پی ایجاد هیاهوی بی مورد در جامعه هستند و باید هوشیار بود که با انتشار چنین مطالبی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، افکار عمومی به سمت و سوی اینگونه اخبار غیر واقعی هدایت نشود.
ظرف چند ساعت گذشته در برخی از شبکه‌های اجتماعی مطالبی در مورد بروز تنش‌هایی در مناطقی از شهرستان داراب انتشار یافت. 
برخی از این شبکه‌ها ادعا کردند ناآرامی‌های داراب در اعتراض به نبود آب رخ داده است. 
به گزارش وبلاگ نویسی شمیم بلاگ به نقل از ایرنا، شهرستان داراب در فاصله ۲۲۵ کیلومتری جنوب شرقی شیراز قرار دارد.

طوفان سلبریتی‌های مخفف!

طوفان سلبریتی‌های مخفف!

طوفان سلبریتی‌های مخفف!   فریدعطارزاده| بدبینان می‌گویند این نام‌ها برای رد گم کردن است. اما خب ماجرای موسسه ثامن الحجج به شکل نمونه‌ای می‌تواند توضیح دهنده بی انضباطی مالی در کشور بر پایه رانت باشد… داماد بودن، هم گروه بودن، همدسته بودن، آقازاده بودن و… همه. همه موجب می‌شود تا گشایش‌های مالی ناگهانی در بیزینس شما شکل بگیرد و نهاد‌های قدرت محلی هم پشتیبان شما باشند.   مردم این مسئله را سالهاست که درک کرده اند، اما از قرار مقامات دولتی و بانکی و امنیتی و قضایی تازه با مشخصات چنین اتفاقی و تاثیر دهشتناکش بر اعتماد عمومی و اقتصاد کشور آشنا شده اند. کاش این مقامات کمی بیشتر میان مردم تردد کنند تا حداقل با مشکلات جامعه خیلی زودتر از این حرف‌ها آشنا شوند.   همین بحران اقتصادی کشور بیش از آنکه ناشی از تحریم‌ها باشد به این بی انضباطی مالی در حوزه موسسه‌های مالی و اعتباری بر می‌گردد که چند سالی است گریبانگیر مردم ما شده است و دولت هم به روایتی بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان برای جبران ضرر مالباختگان خرد، پرداخت کرده است به هر حال در یک پرونده ۱۲ هزار میلیاردی حرف زدن از دو میلیارد و سه میلیارد و یا ۱۰۰ میلیارد -حتی – چندان راهگشا نیست، اما وصل شدن این ارقام به نام‌های بزرگ، به متخصصان گریه و خنده و یا سکاندار سابق دیپلماسی و رئیس فلان نهاد بزرگ ارتشی، چالش برانگیز شده است.   در یک آخر هفته طوفانی همه نام‌های اختصاری به هویت‌های واقعی بدل شدند. احسان علیخانی در یک نامه طول و دراز و دو پهلو در نهایت شغل خود به عنوان تهیه کننده یک برنامه تلویزیونی را توجیه کننده دریافت وام و یا هزینه‌های تبلیغات از موسسه ثامن الحجج دانسته است.  بیشتر بخوانید: جزئیات وام‌های میلیاردی در موسسه ثامن الحجج اسپانسری که از سوی تلویزیون معرفی شده و او هم تهیه کننده‌ای که از سوی تلویزیون معرفی شده است تا هم واسط انتقال پول به خود و گروه تولید باشد و هم مختار در چگونگی توزیع پول! نامه احسان علیخانی هوشمندانه و قابل تفسیر است و خب در نهایت شرایط خاص خود را توضیح داده است. علیخانی در سال ۹۵ تهیه کننده فیلم تحسین شده بدون تاریخ بدون امضا هم بود.   یکی از جوانترین تهیه کننده‌های سینما در مورد مدیری داستان به همین منوال پیش رفت. حسین روحانی وکیل مهران از روزنامه منتشر کننده این خبر شکایت کرده است. او را متهم کرده اند که دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان وام از ثامن الحجج گرفته است و ۸۰۰ میلیون تومان آن را پس داده است. مشخص نیست که آیا روند باز پرداخت این وام ادامه داشته است یا نه و اصلا وام گرفتن به خودی خود جرم محسوب می‌شود یانه؟ او متهم شده که دو هدیه هم در سال‌های ۹۱ و ۹۲ گرفته است.   طوفان سلبریتی‌های مخفف!   با توجه به اینکه مدیری در آن سال‌ها پروژه‌های ویلایی‌ها و در حاشیه و شوخی می‌کنم را در دست ساخت داشته و نقش پررنگی هم به عنوان تهیه کننده این احتمال می‌رود که این پول در مناسبات تبلیغات و اسپانسرینگ اهدا شده باشد. به هر حال شکایت مهران مدیری مشخص می‌کند که او اتهامات را قبول ندارد.   از همه جالب‌تر منوچهر متکی بود که در نامه‌ای به رئیس بانک مرکزی اساسا اعلام کرده طی ۴۰ سال گذشته وامی از هیچ جا دریافت نکرده است. نامه او به غایت تند و هجومی است. او همچنین گفته است که گزارش چاپ شده در روزنامه با سفارش مستقیم بانک مرکزی بوده است.   در همین بین حمید ص. هم ادعای تخصیص حقوق مادام العمر به فرزندش از سوی موسسه ثامن الحجج را تکذیب کرده است، اما دریافت وام ۸۸۰ میلیون تومان و بازپرداخت یک میلیارد و دویست میلیونی آن را تایید کرده است. به هر حال الان مشخص نیست که اصلا این نام‌ها جرمی مرتکب شده اند یا نه. اینجا با موسسه‌ای طرف هستیم که بدون مبنای مشخص پول پاشی می‌کرده است و حالا در باز شدن زخم این بی بندوباری شدید مالی که دومینو وار اقتصاد کشور را هم دچار بحران ساخته است چهره‌های خوشنام نیز لکه دار شده اند.

ردپای برخی سلبریتی‌ها و مسئولان در پرونده ثامن الحجج»؛ این عنوان گزارش روزنامه شرق بود که سر و صدای زیادی به پا کرده و طوفانی در شبکه‌های اجتماعی به وجود آورده است. مخصوصا قسمتی که به دو مجری مشهور تلویزیون اشاره و ادعا شده آن‌ها رقم‌های کلانی از موسسه ثامن الحجج تحت عنوان اسپانسر، وام، هدیه و… دریافت کرده اند.   واکنش‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی به این اتفاق غیر قابل کنترل است. برخی کاربران، سابقه برخی برنامه‌های ساخته شده توسط این دو چهره را با یک طیف سیاسی خاص مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته اند از سوی یک طیف سیاسی مخالف دولت، تحت حمایت بوده اند. عده دیگری نیز به صورت کامل این دو چهره را مورد انتقاد قرار داده و موضوع را به صورت کلانتری دیده اند.   طوفان سلبریتی‌های مخفف!   وکیل مهران مدیری از روزنامه شرق شکایت کرده است   از سوی دیگر برخی کاربران می‌گویند انتشار نام این دو چهره برای این بوده تا حواس افکار عمومی از اصل ماجرای این موسسه مالی و اعتباری دور شود و کاربران فقط به این دو نفر توجه کنند… اینجا با یک فنر فشرده در حال باز شدن رو به رو هستیم و هر روز ابعاد جدیدی از آن، ذهن افکار عمومی را درگیر خود می‌کند. در این گزارش برخی از پاسخ‌های منتشر شده توسط چهره‌ها را مرور می‌کنیم.
واکنش متکی به دریافت تسهیلات در بخشی از این گزارش آمده بود: «یکی از وزرای سابق دولت دهم که سمت مشاور امور بین الملل در این مؤسسه برای او ثبت شده، مبلغ ۱۲۴ میلیارد تومان تسهیلات از ثامن الحجج دریافت کرده.» و پاسخ: در این گزارش نامی از این فرد منتشر نشده بود، اما منوچهر متکی پاسخ بلند بالا و تندی به آن داد.   در بخشی از این پاسخ آمده است: «به دنبال درج خبر کذب «دریافت مبلغ ۱۲۴ میلیارد تومان» توسط اینجانب از مؤسسه مالی اعتباری ثامن الحجج در روزنامه شرق با مدیر مسئول این روزنامه تماس گرفته و خواستار تکذیب خبر مندرج در ارتباط با خود شدم. به ایشان گفتم که این تکذیب نه فقط برای ۱۲۴ میلیارد که برای ۱۰۰، ۵۰، ۱۰ و حتی یک میلیارد تومان است.   اطلاع یافتم که در منتشر کردن گزارش مذکور بین سردبیر و مدیرمسئول روزنامه شرق اختلاف وجود داشته است. در نهایت آقای مدیر مسئول که شرمنده و متأثر به نظر می‌رسید به اینجانب گفت که از بانک مرکزی» به ما گفته اند این گزارش را منتشر کنید.   متعاقب انتشار این مطلب در روزنامه شرق، در فضای مجازی خبر کذب دیگری به نقل از برخی مقامات بانک مرکزی با سرعت بدین مضمون منتشر شد که به آقای متکی گفته شده این پول‌ها را برگردانید و ایشان گفته اند که این پول شخصی من است! این‌ها و برخی موارد دیگر دلایل نگارش این نامه به شماست. جناب آقای سیف! در بانک مرکزی چه خبر است؟! این مقامات بانک مرکزی که ظاهرا به جای محفوظ داشتن دین خود، صرفا امضایشان محفوظ است در پشت پرده اشاعه این اکاذیب چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟»
پاسخ «ح. ص» به دریافت حقوق ۳۰ سال آینده فرزندش در قسمت دیگری از این گزارش آمده بود: «در پرداخت‌های حقوقی این مؤسسه موردی ذکر شده که نشان می‌دهد صد میلیارد تومان به حساب فردی واریز شده و در توضیح گفته شده این رقم در ازای حقوق ۳۰ سال این کارمند به صورت پیشاپیش و یک جا اکنون پرداخت شده است.   پدر این خانواده که یکی از افراد رده بالای… است، حکم مشاور از این مؤسسه برای او صادر شده و ماهانه رقم پنج میلیون و صد هزار تومان از این مؤسسه به عنوان حقوق دریافت می‌کرده است و…» و پاسخ: این فرد که نامی از او منتشر نشده، در پاسخ نیز نامش را افشا نکرده و دریافت صد میلیارد تومان حقوق ۳۰ سال آینده فرزند خود را تکذیب و گفته: «چنین چیزی صحت ندارد و پسر من اصلا وامی دریافت نکرده است و ارتباطی بین او و این مؤسسه وجود ندارد.   در واقع ۸۰ میلیون تومان (با سود صد میلیون تومان) در قالب تسهیلات با نام همسر بنده، از مؤسسه دریافت شده و حقوقی در کار نبوده است. علاوه بر آنکه اقساط آن نیز در حال پرداخت بود و در زمانی که ۱۵ قسط آن باقی مانده بود، مؤسسه به مشکل برخورد و بعد‌ها تسویه شد… کل تسهیلات دریافتی از مؤسسه در چند مرحله و حدود ۸۸۰ میلیون تومان بوده است.   این میزان با سود، حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان بوده که به صورت کامل تسویه شده است و مدارک تسویه آن نیز موجود است.» این فرد، همه صحبت‌های دیگر را به طور کامل تکذیب کرده است.
واکنش احسان علیخانی شکایت مهران مدیری شاید جذاب‌ترین قسمت برای مردم، قسمتی بود که به دو سلبریتی مشهور اشاره شده بود: «هزینه‌های میلیاردی به نام تبلیغات برای دو مجری تلویزیون. مؤسسه ثامن الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون تومانی و ۴۰۰ میلیون تومانی را به حساب «م. م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه.   طوفان سلبریتی‌های مخفف!   احسان علیخانی به گزارش وبلاگ نویسی شمیم بلاگ به نقل از روزنامه شرق واکنش نشان داده است   اما رقمی که آقای «م. م» به عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن الحجج تقریبا ناچیز است. «م. م» از مؤسسه ثامن الحجج یک وام دو میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومانی دریافت کرده که تنها ۸۰۰ میلیون تومان آن را بازگردانده است که البته این رقم بازگشتی را از هدیه دریافتی (۵۸۰ میلیون تومان) کم کنیم، به عدد ۲۲۰ میلیون تومان می‌رسیم که در واقع از جیب «م. م» خرج شده و در مقابل دومیلیاردو ۷۸۰ میلیون تومان را در حساب خود نگه داشته است.   ثامن الحجج به مجری معروف دیگر تلویزیون «ع» هم بی توجه نبوده و به حساب او هم سه میلیارد تومان در قالب هزینه تبلیغات واریز کرده است.» و پاسخ یک: از این دو سلبریتی هم نامی برده نشده، اما خودشان به آن واکنش نشان داده اند.   «احسان علیخانی» در صفحه اینستاگرامش نوشته: «من احسان علیخانی مجری و تهیه کننده تلویزیون و سینما هستم. اگر منظور رسانه‌های مجازی و غیر مجازی از (اع) همان احسان علیخانی است که باید بگویم؛ اشتباه گرفتید. آن دزد اموال بیت المال و مردم من نیستم… خبر دریافت سه میلیاردی (ا-ع) که از خبر مرگ احسان علیخانی بزرگتر نیست فراموش می‌شود.   اما با خودم گفتم چرا باید من را با (اع) اشتباه بگیرند؟ موج بعدی افشاگری که آمد، آیا من را کنار چند نام اختصاری دیگر می‌گذارند؟ موسسه ثامن الحجج سال‌ها قبل از همکاری با گروه اجتماعی شبکه سه در تمامی رسانه‌های رسمی کشور نظیر روزنامه ها، تیزر و برنامه‌های اسپانسری تلویزیونی، خبرگزاری ها، سایت ها، بیلبورد‌های شهری، باشگاه‌های فرهنگی و ورزشی) و… حضور داشته که معنای این حضور پر رنگ یعنی داشتن مجوز‌های لازم از مراجع ذیصلاح، در نتیجه، اهدای مجوز تاسیس، مجوز گسترش موسسه تا بیش از ۵۰۰ شعبه فعال، مجوز افتتاح حساب برای مردم و صاحبان صنایع، مجوز برای تبلیغات تا مجوز برای انحلال این موسسه، ربطی به من و امثال من ندارد.   ما با یک موسسه قانونی براساس نص صریح قانون و نظارت‌های دائمی صدا و سیما کار کردیم. طبق روال طبیعی هزینه‌های اکثر برنامه و سریال‌های پر بیننده در تلویزیون که شما تماشا کردید به عهده اسپانسر‌ها است، موسسه مذکور هم در سال ۹۱ تقاضای همکاری با گروه برنامه ساز ما را داشته و شبکه بعد از بررسی و استعلام از مراجع ذی صلاح و دریافت مجوز تبلیغات از موسسه، بنده را به عنوان تهیه کننده به این موسسه معرفی کرد.   یعنی مثل تمام تهیه کنندگان سازمان نه بیشتر و نه کمتر. طی سه سال و نیم و در قالب شش قرار داد با صدا و سیما و شبکه، شش عنوان برنامه (دونیمه سیب، ماه عسل ۹۲، ماه عسل ۹۳، سه ستاره، ویژه برنامه تحویل سال ۹۳، بهارنارنج) تولید و پخش شد که مبلغ مذکور از جانب اسپانسر بعد از تایید برآورد هزینه‌های تولید توسط کارشناسان مربوطه شبکه و بابت تهیه و تولید به صد‌ها نفر عوامل و هزینه‌های تولید به تهیه کننده تخصیص می‌یابد. (روابط عمومی، گروه اجتماعی و مدیر مالی شبکه سه در صورت صلاحدید اسناد و قرارداد‌ها را منتشر کنند.)   پاسخ دو: سید حسین روحانی وکیل مهران مدیری اعلام کرد که موکلش به دلیل نشر اکاذیب، نسبت به روزنامه شرق و فیلم آنلاین، اعلام جرم و برای طرح شکایت اقدام کرده است.
برنامه‌های تلویزیونی چگونه اسپانسر می‌گیرند؟ در پاسخی که توسط احسان علیخانی منتشر شده، نکته‌ای تکذیب نشده و فقط گفته شده او به عنوان تهیه کننده، از موسسه ثامن الحجج که مورد تایید صدا و سیما بوده برای دریافت هزینه‌های مالی تولید برنامه (اسپانسر) پول دریافت کرده است.   با خواندن توضیحات فوق این سوال به وجود می‌آید نحوه گرفتن اسپانسر توسط برنامه‌ها چگونه است؟ ماجرا از این قرار است که تهیه کنندگان برنامه‌ها پس از عقد قرارداد با صدا و سیما، باید با اسپانسر‌ها به توافق برسند تا بخشی یا همه هزینه‌های برنامه را به عوامل خود بپردازند.   از اینجا به بعد به قدرت مذاکره و چانه زنی تهیه کننده باز می‌گردد که اولا بتواند چقدر از اسپانسر محترم پول دریافت کند و دوما چگونه با صرفه جویی در مخارج برنامه خود، بخشی از پول دریافت شده از اسپانسر را نزد خود نگه دارد.   عملی که طبق قوانین و عرف، مشکلی ندارد و هر تهیه کننده سعی می‌کند مبلغ بیشتری از اسپانسر گرفته و مبلغ کمتری در برنامه خود خرج کند… احسان علیخانی البته به جز تهیه کنندگی برنامه‌های مشهور خود در صدا و سیما، ناگهان پا به عرصه سینما گذاشت و در سال ۱۳۹۵ به عنوان تهیه کننده فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» این فیلم را ساخت.   منبع: روزنامه هفت صبح

ربات‌های هوشمند و آدم‌های زائد

ربات‌های هوشمند و آدم‌های زائد

ربات‌های هوشمند و آدم‌های زائد   نیویورکر| الیزابت کولبرت، روایت‌های متعددی از اختراع واتسون ۱ وجود دارد. محبوب‌ترین این روایت‌ها، که البته لزوماً دقیق‌ترین روایت نیست و این هم در زمرۀ مسائلی است که اغلب سر راه واتسون قرار می‌گیرد، در سال ۲۰۰۴ آغاز می‌شود، در یک استیک‌فروشی نزدیک پوکیپسی. دم غروب، یکی از مدیرانِ آی. بی. ام به نام چارلز لیکل آنجا داشت شام می‌خورد که متوجه شد میز‌های دور و برش ناگهان خالی شده‌اند.   آن‌هایی که با او در سالن نشسته بودند، به‌جای تمام‌کردن گوشت‌های راسته‌شان، با عجله رفتند سمت بار تا مسابقۀ تلویزیونی «مخاطره!» ۲ را تماشا کنند. چندین بُرد پیاپی نصیب کِن جنینگز شده بود که در نهایت رکورد ۷۴ پیروزی متوالی را ثبت کرد، و جماعت دور تلویزیون مسحور برنامه بودند. مدت زیادی نگذشته بود که لیکل در یک جلسۀ طوفان فکری شرکت کرد که در آن از شرکت‌کنندگان خواسته شد «چالش بزرگ» بعدی آی. بی. ام را پیشنهاد بدهند. او گفت که شرکت باید به مصاف جنینگز برود.

آی. بی. ام هفت سال پیش هم یک «چالش بزرگ» مشابه را با رایانۀ «آبی عمیق» انجام داده بود. آن ماشین در یک مسابقۀ شش‌مرحله‌ای، از گری کاسپاروف پیشی گرفت که آن زمان قهرمان بلامنازع شطرنج جهان بود. شاید به نظر اکثر افراد، شکست‌دادن کاسپاروف در شطرنج به مراتب خارق‌العاده‌تر از یافتن پاسخ مثلاً «مشهورترین اسم‌های کوچک» یا «پرنده‌های نماد ایالت‌ها» باشد. اما بازی شطرنج، قواعد کاملاً تعریف‌شده‌ای دارد. پایان باز سؤال‌های «مخاطره!» (یا در حقیقت همان بلاهت این بازی)، برای ماشین مصافی بسیار مهیب‌تر است.

حرف ایدۀ لیکل این طرف و آن طرف پیچید، رد شد، و در نهایت دوباره جان گرفت. در سال ۲۰۰۶، وظیفۀ ساخت یک قهرمان خودکار «مخاطره!» به تیمی سپرده شد که روی فناوری پاسخ به سؤالات موسوم به کیو. اِی کار می‌کرد. بنا به روایت استفن بیکر در کتابش پیرامون این پروژه به نام مخاطرۀ نهایی ۳، کار در ابتدا کُند پیش می‌رفت. به این سرنخ واقعی در «مخاطره!» توجه کنید: «در سال ۱۹۸۴، نوه‌اش بر دخترش پیشی گرفت و نخست‌وزیر شد». یک آدم به سرعت می‌فهمد که این سرنخ به پدرسالارِ خاندانی سیاسی اشاره دارد، و با قدری شانس، ممکن است بپرسد: «نِهرو کیست؟»، ولی برای یک رایانه، این جمله دقیقاً باتلاق است. آیا دنبال یک نام می‌گردد؟ اگر بله، آیا نام نوه است یا دختر یا نخست‌وزیر؟ یا سؤال دربارۀ جغرافیاست؟ یا تاریخ؟

در واتسون (که اساساً مجموعه‌ای از هسته‌های پردازشگر است) می‌توان تمام اطلاعات ویکی‌پدیا را بارگذاری کرد. ولی حتی برای شروع جستجو در این پایگاه‌دادۀ عظیم، واتسون می‌بایست یک دو جین الگوریتم پیچیده را اجرا می‌کرد که برنامه‌نویسانش آن‌ها را «مجموعۀ تجزیه و تحلیل معنایی» نامیده بودند. این فرآیند صد‌ها «فرضیۀ» قابل بررسی تولید می‌کرد.

پس از یک سؤال، چندین و چند مشکل واتسون حل می‌شد، اما مشکل اساسی باقی می‌ماند. چند ساعت طول می‌کشید تا واتسون پاسخ‌هایی را تولید کند که جنینگز در یک آن می‌یافت.

یک سال شد دو سال و بعد سه سال. سخت‌افزار واتسون به‌روز شد. این سامانه با بهره‌مندی از الگوریتم‌هایی که به آن امکان می‌داد از خطاهایش درس بگیرد، در تجزیۀ پرسش‌ها و قضاوت دربارۀ کیفیت پاسخ‌های نهایی خُبره‌تر شده بود. در سال ۲۰۰۹، آی. بی. ام آزمون ماشین در برابر شرکت‌کنندگان سابق «مخاطره!» را آغاز کرد که رتبه‌ای پایین‌تر از جنینگز داشتند.   واتسون برخی را شکست داد، به برخی باخت، و هرازگاهی مایۀ خجالت خالقانش شد. در یک دور بازی، در پاسخ به سؤالی دربارۀ ادبیات قرن نوزدهم بریتانیا، رایانه پت‌شاپ‌بویز (گروه پاپ دونفرۀ دهۀ ۱۹۸۰) را پیشنهاد داد در حالی که پاسخ الیور توئیست بود. در یک دور دیگر، در دستۀ «فقط بگو نه»، واتسون «کردن چیست؟» را پیشنهاد داد در حالی که پاسخ درست «نُچ چیست؟» بود.

آی. بی. ام برای واتسون آرزو‌هایی ورای برنامه‌های پرسش‌وپاسخ در سر داشت. رایانه‌ای که می‌توانست با آشفتگی و پیچیدگی انگلیسی کنار بیاید، می‌توانست دنیای فناوری را متحول کند؛ رایانه‌ای که می‌توانست در فرآیند کارش عملکرد خود را بهبود ببخشد، می‌توانست تقریباً از پس هر چیز دیگر برآید. شرکت‌هایی مانند گوگل، مایکروسافت و آمازون برای سلطه بر حوزۀ ماشین‌های هوشمند رقیب آی. بی. ام بودند، و همچنان هستند. برای شرکت‌های درگیر ماجرا، پای میلیارد‌ها دلار در میان بود، و همین دربارۀ مابقی ما هم صادق است. مگر شرکتی هست که بخواهد یک گونۀ زندۀ کربن‌پایۀ آشفته و پیچیده را استخدام کند در حالی که یک اصلاح ریز نرم‌افزاری می‌تواند به همان خوبی از پس کار برآید؟

کن جنینگز، یا به یک تعبیر اولین کسی که واتسون از کار بیکار کرد، هنگامی که آن دو از قضای روزگار رودررو شدند، نتوانست جلوی وسوسۀ طعنه‌زدن به واتسون را بگیرد. در ژانویۀ ۲۰۱۱، جنینگز و یک قهرمان سابق دیگر به نام برد راتر مسابقه‌ای دومرحله‌ای با رایانه دادند که در یک روز ضبط شد. کار که به مرحلۀ نهاییِ «مخاطرۀ نهایی» رسید، آدم‌ها آن‌قدر عقب مانده بودند که از همه جهت کارشان تمام بود. هر سه مسابقه‌دهنده به پاسخ درست آن سرنخ رسیدند: یک اثر جغرافیایی گمنام که الهام‌بخش رمان‌نویسی قرن‌نوزدهمی بود. جنینگز زیر پاسخش («برام استوکر کیست؟») یک پیغام اضافه کرد: «من به نوبۀ خودم به اربابان رایانه‌ای جدید خوشامد می‌گویم».

چقدر طول می‌کشد تا یک رایانه شما را هم از کار بیکار کند؟ این پرسش سوژۀ تعدادی کتاب جدید بوده است که عناوینشان انگار نسخه‌های متنوع یک مضمون واحدند: صنایع آینده ۴، آیندۀ حرفه‌ها ۵، ابداع آینده ۶. مؤلفان این آثار در حوزه‌های متفاوتی مشغول کارند (حقوق، مالیه، نظریۀ سیاسی)، ولی همگی به نتیجه‌ای کمابیش مشابه رسیده‌اند. چقدر طول می‌کشد؟ خیلی طول نمی‌کشد.

«آیا فرد دیگری با مطالعۀ سوابق تفصیلی هرکاری که شما در گذشته انجام داده‌اید، می‌تواند یاد بگیرد که کار شما را بکند؟» این سؤال را مارتین فورد، طراح نرم‌افزار، در اوایل کتاب اوج‌گیری روبات‌ها: فناوری و تهدید یک آیندۀ بی‌شغل ۷ می‌پرسد و ادامه می‌دهد: «یا آیا یک نفر می‌تواند با تکرار کار‌هایی که شما تا الآن به سرانجام رسانده‌اید خُبرۀ کار شود، شبیه دانشجویی که آزمون‌های آزمایشی می‌دهد تا برای امتحان آماده شود؟ اگر جواب مثبت است، پس به احتمال زیاد روزی هم می‌رسد که یک الگوریتم بتواند یاد بگیرد بخش عمده یا همۀ کار شما را انجام بدهد».

فورد کمی بعد می‌نویسد: «رایانه برای اینکه جای کار شما را بگیرد، لازم نیست کل طیف قابلیت‌های فکری‌تان را کُپی کند؛ فقط باید آن چیز‌های خاصی را انجام دهد که شما برای انجامشان پول می‌گیرید». او به یک مطالعۀ محققان آکسفورد در سال ۲۰۱۳ اشاره می‌کند که نتیجه گرفته بود تقریباً نیمی از کل شغل‌های ایالات متحده «بالقوه قابل خودکارسازی»، آن هم شاید ظرف «یکی دو دهه»، هستند. (آن مطالعه می‌گفت که «حتی کار مهندسان نرم‌افزار هم شاید به زودی تا حد زیادی قابل رایانه‌ای‌شدن شود»).

البته «تهدیدِ آینده‌ای بدونِ شغل» تهدیدی قدیمی است که قدمتش تقریباً به قدر پدیدۀ فناوری است. اولین ماشین بافندگی ابتدایی، موسوم به «شاسیِ جوراب‌بافی»، را در اواخر قرن هجدهم، یک روحانی به نام ویلیام لی ابداع کرد. او که می‌خواست امتیاز نوآوری‌اش را بگیرد، کارکرد ماشین را به ملکه الیزابت اول نشان داد. ملکه که نگران بود کارگران دستباف بیکار شوند، تقاضای او را نپذیرفت.   در اوایل قرن نوزدهم، یک نسخۀ استادانه‌تر از شاسیِ جوراب‌بافی، آماج خشم لودیت‌ها قرار گرفت؛ در شهر‌هایی مانند لیورسج و میدلتون در شمال انگلستان، کارخانه‌های نساجی غارت شدند. پارلمان در واکنش به این اتفاقات، حکم اعدام برای جرم «شاسی‌شکنی» وضع کرد و ورود ماشین‌ها به صنعت ادامه یافت. هر فناوری جدیدی، جای طبقۀ جدیدی از کارگران را گرفته است: اول بافندگان، بعد کشاورزان، سپس ماشین‌کارها. دنیایی که امروزه می‌شناسیم، محصول این موج‌های متوالی جانشینی است، و همچنین محصول جنبش‌های اجتماعی و هنری‌ای که از آن جانشینی‌ها الهام گرفته‌اند: رمانتیسم، ترقی‌خواهی، کمونیسم.

در این میانه، اقتصاد جهانی به رشد خود ادامه داد که علت اصلی‌اش همین ماشین‌های جدید بودند. یک شغل که محو می‌شد، شغل دیگری به وجود می‌آمد. اشتغال از مزارع و کارخانه‌ها به کارگاه‌ها و دفاتر، و بعد به اتاقک‌های شخصی در دفاتر و مراکز تماس تلفنی انتقال پیدا کرد.

تاریخ اقتصادی حاکی از آن است که این روند اساسی ادامه خواهد یافت: واتسون و تبارش شغل‌هایی را حذف کرده‌اند که جایشان را شغل‌های خلق‌شده در بنگاه‌های کارآفرینی می‌گیرند که هنوز تصور درست و درمانی از آن‌ها نداریم؛ اما در این میانه، رنج فراوانی هم تحمل خواهد شد. اگر تقریباً نیمی از شغل‌های ایالات متحده «بالقوه قابل خودکارسازی» هستند، و اگر این اتفاق بتواند ظرف «یکی دو دهه» بیافتد، با یک انقطاع اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه مواجهیم. تصور کنید کل دورۀ انقلاب صنعتی فشرده شده تا در حد عمر یک سگ شکاری شود؛ و تازه همۀ این‌ها با فرض آن است که تاریخ تکرار شود. اگر نشود چطور؟ اگر شغل‌های آینده هم بالقوه قابل خودکارسازی باشند، چطور؟

فورد می‌گوید: «هر وقت بحث فناوری می‌شود، همیشه می‌گویند این بار فرق دارد. بالاخره نوآوری هم دنبال همین است».

جری کاپلن دانشمندی رایانه‌شناس و کارآفرین است که در استنفورد تدریس می‌کند. او در کتاب آدم‌ها تقاضای کار ندهند: راهنمای ثروت و کار در عصر هوش مصنوعی ۸ می‌گوید که چیدمان اکثر محل‌های کار متناسب با شیوۀ فکر آدم‌هاست. در انباری که پرسنلش آدم‌ها هستند، اقلام مشابه نزدیک یکدیگر گذاشته می‌شوند (چوب گردگیر کنار جارو کنار خاک‌انداز)، لذا متصدیان انبار به راحتی می‌توانند محلشان را به یاد بیاورند. رایانه‌ها نیاز به این ابزار‌های کمکی حافظه ندارند؛ آن‌ها به گونه‌ای برنامه‌نویسی شده‌اند که بدانند هر چیز کجاست؛ لذا نظم انباری که برای روبات‌های کارگر سامان‌دهی می‌شود، منطبق با اصولی کاملاً متفاوت است، مثلاً چوب گردگیر کنار تفنگ چسب قرار می‌گیرد، چون اغلب این دو با هم سفارش داده می‌شوند.

کاپلن می‌نویسد: «اکثر افراد وقتی به خودکارسازی فکر می‌کنند، معمولاً فقط جایگزینی سادۀ نیروی‌کار یا بهبود سرعت یا بهره‌وری کارگران را در نظر دارند، نه آن انقطاع گسترده‌تری که مهندسیِ دوبارۀ فرآیند‌ها رقم می‌زند». مهندسی دوبارۀ فرآیند‌ها یعنی هرقدر هم کسب‌وکار انبار گسترش پیدا کند، قرار نیست آدم‌های بیشتری استخدام کند، چون فقط دست‌وپاگیر می‌شوند.   شایان ذکر است که در سال ۲۰۱۲، آمازون یک شرکت روباتیک به نام کیوا را به هفتصدوپنجاه میلیون دلار خرید. روبات‌های وزنه‌بردار نارنجی‌رنگ این شرکت شکل مایکروفر‌های بداخلاق‌اند. آن‌ها روی زمین به سرعت جابجا می‌شوند و در مسیر خود کل اقلام یک قفسه را می‌آورند و می‌برند. آمازون اکنون حداقل سی‌هزارتا از این روبات‌ها را در مراکز اجرایی خود به کار گرفته است. جف بزوس، رییس آمازون، اخیراً در صحبت‌هایش از موج بعدی خودکارسازی گفت: «احتمالاً هرقدر هم دربارۀ عظمت تأثیری بگوییم که ظرف بیست سال آینده بر جامعه‌مان خواهد گذاشت، اغراق نکرده‌ایم».

همین اواخر، تیمی از محققان در دانشگاه برکلی شروع به طراحی روباتی کردند که می‌توانست حوله‌ها را تا کند. روباتی که ساختند بسیار شبیه رُزی بود، همان روبات خدمتکار سریال جتسونز، البته منهای کلاه سفید آهارکشیده‌اش. دو دوربین روی «سر» آن و دو دوربین دیگر بین بازوهایش نصب شده بود. هر بازو می‌توانست به بالا و پایین و به دو طرف بچرخد، و به یک «گیره» شبیه گازانبر هم مجهز بود که آن هم مثل بازو‌ها می‌چرخید.   این روبات قرار بود حوله‌های رها شده را به یک دسته حولۀ تاشده تبدیل کند. روبات زود یاد گرفت که چگونه حوله را بگیرد، اما یافتن گوشه‌های حوله برایش خیلی دشوارتر بود. وقتی محققان این روبات را با یک دسته حوله‌های مناسب آزمودند، نتیجۀ کار از منظر کاربردی فاجعه بود. به طور متوسط ۲۴.۵ دقیقه طول می‌کشید تا روبات یک حوله را تا کند، یا به عبارتی منظم کردن یک دستۀ ۲۵ تایی از حوله‌ها ۱۰ ساعت طول می‌کشید.

علی‌رغم باهوش‌تر شدن روبات‌ها، برخی وظایف همچنان آن‌ها را سردرگم می‌کند. اریک برینجولفسن و اندرو مک‌افی، محققان دانشگاه ام. آی. تی، در کتاب عصر دوم ماشین: کار، پیشرفت و رونق در زمانۀ فناوری‌های مستعد ۹، چنین تعبیری دارند: «در حال حاضر، ماشین‌ها در بالا رفتن از پله‌ها، برداشتن یک تکه‌کاغذ از کف زمین، یا فهم اشاره‌های عاطفی یک مشتری سرخورده چندان خوب عمل نمی‌کنند».   چون ما دنیا را با چشمان انسانی می‌بینیم و با دست‌های انسانی حس می‌کنیم، درک ناکامی‌های روبات‌ها برایمان دشوار است. اما بنا به ادعای برینجولفسن و مک‌افی، این تلاش ارزشش را دارد، چون ماشین‌ها و نقاط ضعفشان نکات زیادی را دربارۀ وضعیت اقتصادی فعلی‌مان تبیین می‌کنند.

یک ماتریس با دو محور را در نظر بگیرید: یک محور با دو سر کار‌های دستی یا شناختی، و یک محور با دو سر کار‌های روتین یا غیرروتین. شغل‌ها را می‌توان در چهار ناحیه قرار داد: دستی روتین، دستی غیرروتین، و… (دو نفر از همکاران برینجولفسن و مک‌افی در ام. آی. تی، دارن عاصم‌اوغلو و دیوید اوتور، نسخۀ صوری این تحلیل را در سال ۲۰۱۰ انجام دادند). شغل‌های خط مونتاژ در ناحیۀ دستی-روتین قرار می‌گیرند، و شغل‌های حوزۀ مراقبت‌های بهداشت و سلامت خانگی در حوزۀ دستی-غیرروتین. پیگیری موجودی کالا‌ها در ناحیۀ شناختی-روتین قرار می‌گیرد، و خیال‌پردازی دربارۀ یک کارزار تبلیغاتی در ناحیۀ شناختی-غیرروتین.

بالاترین دستمزد‌ها به شغل‌های ناحیۀ آخر پرداخت می‌شوند: مدیریت صندوق پوشش ریسک، پیگیری قانونی ورشکستگی و تولید یک برنامۀ تلویزیونی، همگی شناختی و غیرروتین هستند. در همین حال، شغل‌های دستی-غیرروتین معمولاً کمترین دستمزد را دارند: خالی‌کردن لگن بیمار، نظافت میزها، تمیزکردن اتاق‌های هتل (و تا کردن حوله‌ها). شغل‌های روتین در کارگاه کارخانه یا اداره‌های حقوق یا حساب‌داری معمولاً مابین این دو هستند؛ و همین‌ها شغل‌هایی‌اند که ساده‌تر از همه به چنگ روبات‌ها می‌افتند.

در کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر، حرف‌های زیادی (عموماً انتقادی) دربارۀ توافقات تجاری مانند نفتا (قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی) و تی. پی. پی (پیمان تجاری اقیانوس آرام) زده شد. استدلالی که هر دوی برنی سندرز و دونالد ترامپ می‌آوردند آن بود که این توافقات به ضرر کارگران طبقه‌متوسط است، چون شرکت‌ها را تشویق می‌کند که شغل‌هایشان را به کشور‌هایی مانند چین و مکزیک منتقل کنند که دستمزد‌ها در آنجا پایین‌تر است.   ترامپ عهد بسته است که دربارۀ مفاد نفتا دوباره مذاکره کند و از تی. پی. پی بیرون بیاید، و تهدید کرده است که برای کالا‌های ساخته‌شده توسط شرکت‌های آمریکایی در خارج هم تعرفه وضع کند. او اعلام کرده است: «در ریاست‌جمهوری ترامپ، کارگر آمریکایی بالاخره رییس‌جمهوری خواهد داشت که از او حفاظت خواهد کرد و برای او خواهد جنگید».

به روایت برینجولفسن و مک‌افی، این حرف‌ها از نکتۀ اصلی غافل‌اند: پاره‌کردن توافقات تجاری برای حفظ شغل‌ها مثل آن است که به زخمِ سرْ زالو بیاندازید. خودکارسازی صنایع چین هم اگر سریع‌تر از صنایع ایالات متحده پیش نرود، حداقل همان سرعت را دارد. فاکس‌کان، بزرگ‌ترین شرکت تولید سفارشی قطعات الکترونیک دنیا که با کارخانه‌هایی اندازۀ یک شهر و شرایط نامساعد کاری‌اش مشهور شده است، قصد دارد با خودکارسازی تا سال ۲۰۲۰ یک‌سوم موقعیت‌های شغلی خود را حذف کند. روزنامۀ ساوث‌چاینا مورنینگ‌پست اخیراً گزارش داد که به لطف سرمایه‌گذاری سنگین روی روبات‌ها، این شرکت هم‌اکنون موفق شده است نیروی‌کار خود در کارخانه‌اش در کونشان (نزدیک شانگهای) را از ۱۱۰ هزار نفر به ۵۰ هزار نفر کاهش بدهد. یکی از مسئولان کونشان به این روزنامه گفت: «احتمالاً شرکت‌های بیشتری نیز همین مسیر را پیش می‌گیرند».

برینجولفسن و مک‌افی می‌نویسند: «اگر به نوع کار‌هایی نگاه کنید که در بیست سال اخیر به کشور‌های دیگر برون‌سپاری شده‌اند، می‌بینید که معمولاً روتین هستند. این‌ها دقیقاً همان شغل‌هایی‌اند که خودکارسازی‌شان ساده‌تر از بقیه است». آن‌ها استدلال می‌کنند که برون‌سپاری فرامرزی غالباً نوعی «ایستگاه بین‌راهی» در مسیر حذف کامل آن شغل‌هاست.

فورد در اوج‌گیری روبات‌ها این استدلال را یک گام پیش‌تر می‌برد. او اشاره می‌کند که یک «روند معنادار بازگردانی» در جریان است. بازگردانی، هزینه‌های حمل‌ونقل و زمان لازم برای رساندن طرح‌های جدید به بازار را کاهش می‌دهد. اما فایده‌ای به حال اشتغال ندارد، چون عملیات‌هایی که به ایالات متحده بازگردانده می‌شوند عمدتاً خودکار شده‌اند. همین نیز دلیل اصلی شکل‌گیری روند بازگردانی است: وقتی از دست مزدبگیر‌ها خلاص شوید، دیگر دغدغۀ دستمزد ندارید. فورد یک کارخانه در گفنی (کارولینای جنوبی) را مثال می‌زند که با کمتر از ۱۵۰ کارگر هر هفته ۱.۱۳ میلیون کیلوگرم نخ بافندگی تولید می‌کند. یک گزارش در نیویورک‌تایمز دربارۀ این کارخانۀ گفنی، چنین عنوانی داشت: «کارخانه‌های نساجی آمریکایی برمی‌گردند، اما بخش تولید آن‌ها تقریباً خالی از آدم است».

تا همین بیست سال پیش گوگل وجود نداشت، و تا همین سی سال پیش نمی‌توانست به وجود بیاید، چون وب وجود نداشت. در خاتمۀ فصل سوم سال ۲۰۱۶، گوگل حدوداً ۵۵۰ میلیارد دلار می‌ارزید و مابین شرکت‌های سهامی عام، رتبۀ دوم را از لحاظ ارزش بازار داشت. (رتبۀ اول متعلق به اپل بود).

گوگل یک مثال واضح از این است که فناوری‌های جدید چگونه فرصت‌های جدید خلق می‌کنند. دو دانشجوی علوم رایانه در استنفورد به دنبال یک پروژۀ پژوهشی می‌روند، و نتیجۀ کارشان ظرف دو دهه بیشتر از تولید ناخالص داخلی کشوری مثل نروژ یا اتریش می‌ارزد. اما در عین حال گوگل نشان می‌دهد که در عصر خودکارسازی، چگونه می‌توان ثروت خلق کرد بدون آنکه شغل‌های جدید ساخت. گوگل حدود ۶۰ هزار کارمند دارد. جنرال‌موتورز که ارزش بازار آن یک‌دهم گوگل است، ۲۵۰ هزار کارمند دارد. تازه این هم جنرال‌موتورزِ پس از ساخت واتسون‌هاست. در اواخر دهۀ ۱۹۷۰، تعداد کارگران این خودروساز بیش از ۸۰۰ هزار نفر بود.

اینکه فناوری چقدر در گسترش شکاف درآمد در ایالات متحده نقش داشته است، محل بحث است. برخی از اقتصاددانان آن را یک عامل در میان سایر عوامل می‌دانند، ولی برخی دیگر آن را عاملی تعیین‌کننده می‌شمارند. به‌هرحال، این مسیر نامیمون است. فیس‌بوک ۲۷۰ میلیارد دلار می‌ارزد و فقط ۱۳ هزار کارمند دارد. در سال ۲۰۱۴، فیس‌بوک واتس‌اپ را به قیمت ۲۲ میلیارد دلار خرید. در آن بُرهه، کل تعداد کارکنانِ این شرکت پیامرسان ۵۵ نفر بود. در زمانه‌ای که یک شرکت ۲۲ میلیارد دلاری می‌تواند کل کارکنانش را سوار یک اتوبوس دوطبقه کند، مفهوم نیروی‌کار مازاد به آخر خط رسیده است.

فورد نگران است که ما به سوی دورۀ «فئودالیسم فناورانه» می‌رویم. از نظر او، نسخه‌ای از حکومت اشراف ساخته می‌شود که «در اجتماع‌های دربسته یا شهر‌های سرآمد، شاید با روبات‌ها و پهپاد‌های نظامی خودمختار» از بقیه مجزا شده است. در فئودالیسم سابق، رعایا استثمار می‌شدند؛ در این ترتیبات جدید، آن‌ها زائد شده‌اند. به نظر او، بهترین گزینۀ امیدبخش، شکلی از شبه‌بازنشستگی دسته‌جمعی است. او توصیه می‌کند نوعی درآمد پایۀ تضمینی برای همه تعیین شود و هزینۀ آن از مالیات‌هایی تأمین شود که حداقل بخشی از آن از فوق‌ثروتمندان گرفته می‌شود.

تقریباً هرکسی که در این باره می‌نویسد، کمابیش همین دیدگاه را دارد. جری کاپلن پیشنهاد می‌دهد که حکومت فدرال یک حساب شبه‌بازنشستگی برای همۀ ده‌ساله‌های آمریکایی بسازد. آن‌هایی که بالاخره شغلی پیدا کنند می‌توانند بخشی از درآمدشان را به این حساب واریز کنند؛ آن‌هایی هم که شغلی پیدا نکنند، می‌توانند در عوض اعانۀ حکومت، کار داوطلبانه بکنند. (اینکه داوطلبان چگونه زندگی‌شان را بگذرانند قدری نامشخص است. کاپلن تلویحاً می‌گوید که شاید آن‌ها بتوانند با سود سهامشان زندگی کنند.) برینجولفسن و مک‌افی ایدۀ مالیات بر درآمد منفی را ترجیح می‌دهند: این روش، یک معاش حداقلی در اختیار بیکاران می‌گذارد و آن‌هایی که کمتر از حد نیازشان کار پیدا می‌کنند هم پول نقدینگی اضافه می‌گیرند.

اما اگر تصور ممانعت از پیشروی ماشین‌های هوشمند غیرواقع‌بینانه است، احتمالاً تصور سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه نیز همان‌قدر غیرواقع‌بینانه است؛ که دوباره بحث به ترامپ کشیده می‌شود. در میانۀ «دور پیروزی» در ایالت‌های منطقۀ میدوِست، رییس‌جمهور منتخب یک‌بار قول داد طلایه‌دار «یک انقلاب صنعتی جدید» شود، بی‌خبر از آنکه این انقلاب هم‌اکنون در جریان است و از قضا دقیقاً اصل مشکل است. آن درد جایگزینی شغل‌ها که او در کارزارش گفت، درست بود؛ ولی راه‌حل‌هایی که پیشنهاد می‌دهد درست نیستند. این را که این ماجرا‌ها به کجا ختم خواهند شد، هیچ‌کس با اطمینان نمی‌داند؛ هیچ‌کس، البته شاید به‌جز واتسون.   منبع: ترجمان مترجم: محمد معماریان

پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را الیزابت کولبرت نوشته است و ابتدا در شمارۀ ۱۶ تا ۲۳ دسامبر ۲۰۱۶ مجلۀ نیویورکر به چاپ رسیده و سپس با عنوان «Our Automated Future» در وب‌سایت این مجله نیز بارگزاری شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۷ آن را با عنوان «باید به اربابان رایانه‌ای جدید خوشامد بگوییم» و با ترجمۀ محمد معماریان منتشر کرده است.
•• الیزابت کولبرت (Elizabeth Kolbert) جستارنویس و روزنامه‌نگار مشهور آمریکایی است. کتاب انقراض ششم (The Sixth Extinction) او برندۀ جایزۀ پولیتزر در سال ۲۰۱۵ شد. ترجمان پیش از این نیز مطالبی را از کولبرت ترجمه کرده است، از جمله: «چرا فکت‌ها نظر ما را عوض نمی‌کنند؟»، «دانشمندی که نمی‌خواهد زمین به دوزخ تبدیل شود» و «روان‌شناسی نابرابری».
[۱]یک سامانهٔ رایانه‌ای هوش مصنوعی قابل پاسخ به پرسش‌های مطرح شده در زبان طبیعی است که در پروژه DeepQA در شرکت آی. بی. ام توسعه یافته است [ویکی‌پدیا].
[۲]Jeopardy
[۳]Final Jeopardy
[۴]The Industries of the Future
[۵]The Future of the Professions
[۶]Inventing the Future
[۷]Rise of the Robots: Technology and the Threat of a. Jobless Future
[۸]Humans Need Not Apply: A. Guide to Wealth and Work in the Age of Artificial Intelligence
[۹]The Second Machine Age: Work, Progress, and Prosperity in a. Time of Brilliant Technologies